× تعداد بازدید: 639شرایط خاص حاکم بر افغانستان و جهان این امکان را به اجلاس بن داد تا توافق نسبی تقریبا همه گروههای افغان و کشورهای حمایت کننده آنها را برای زعامت حامد کرزی بدست بیاورد. این توافق به معنی ایجاد یک فصل مشترک بین گروههای متخاصم و دشمن بوده و راه را برای ایجاد تفاهمات بیشتر باز کرده و در سایه آن افغانستان توانست یک حاکمیت نسبتا جامع الشمول را پس از سالها بحران سیاسی و جنگ های داخلی تجربه نماید. ایجاد حاکمیت بر بنیاد اندیشه سیاسی یک حزب تجربه ناکامی را درطول سه دهه بحران افغانستان به اثبات رساند. این ناکامی البته که جنبه ها و ریشه های متعددی دارد اما یکی از اساسی ترین عوامل شکست حکومت های تک حزبی شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی افغانستان است. اجلاس بن نخستین گام را برای تشکیل یک حکومت ائتلافی برداشت. قدرت در این حکومت ائتلافی به شکلی تقسیم شده بود که همه نیروهای موثر سیاسی در آن سهم داشته باشند.
نا گفته پیداست گروههایی که بدنه اصلی نخسیتن حکومت افغانستان پس از طالبان را تشکیل داده بودند خود نیز از یک تعامل ائتلافی سر برآورده بودند. ائتلاف مجاهدین، ائتلاف طالبان، ائتلاف نیروهای چپ و ائتلاف تکنوکرات ها تن به زعامت آقای کرزی داده و تعهد کردند که دست از جنگ کشیده و بر اساس پیمانه نامه بن دولت ملی افغانستان را بسازند. ائتلاف مجاهدین علی الرغم اینکه در ابتدای شکل گیری اداره موقت افغانستان وزنه بسیار بزرگی داشت اما شکننده ترین ائتلاف را نیز نمایندگی می کرد. این ائتلاف پس از مدت کوتاهی دچار بحران داخلی گشته و شکست های سیاسی بزرگی را متحمل شد. ائتلاف چپی ها که مرکب از گروههای خلق، پرچم، شعله و راوا بودند نیز چندان نتوانستند نیروهای گریزاز مرکز شان را کنترل کرده و به صورت هماهنگ و متحد حرکت کنند. قوی ترین ائتلاف اما ائتلاف تکنو کرات ها به رهبری حزب افغان ملت بود. این حزب و گروههای کوچک و بزرگی که در پیرامون آن جمع شده بود توانستند مراکز حساس تصمیم گیری را اشغال کرده و حتی همکاری های جدی آمریکا و دیگرمتحدان بین المللی اش را بدست آورند.طالبان هرچند به صورت رسمی نه تنها دولت آقای کرزی را به رسمیت نشناخته و با آن به مبارزه می کرد اما بخشی از نیروهای طالبان در قالب هایی چون قومندان، عضو شورای علماء، متنفذین محلی و... به دولت کرزی پیوسته و علاوه بر کسب موقعیت های دولتی حساس، در سیاست گذاری های دولت کرزی تاثیر عمده ای را گذاشتند. به یک تعبیر می توان گروه طالبان، حزب اسلامی حکمتیار و افغان ملت را اعضای یک اتئلاف قوی قومی به حساب آورد که نیروهای شان در بسیاری از موارد درمسیری های موازی و همسو حرکت کرده اند و می کنند.
در کنار این دولت ائتلافی، نیروهای بین المللی نیز با تشکیلات ائتلافی با طالبان که خود نیز یک پدیده ائتلافی است می جنگیدند. هرچند آمریکا رهبری این جبهه ائتلافی را به عهده داشت اما بسیاری از اعضای این تشکیل ائتلافی مسیری را می پیمودند که به منافع شخصی و ملی شان نزدیک تر بود.
آقای کرزی زعامت دولتی را به عهده گرفت که ساختار ائتلافی واگرا و غیر متمرکز داشت و این خصلت تا امروز، هرچند با تغییراتی در درون گروههای ائتلافی ادامه دارد.
اساسی ترین رسالت و وظیفه آقای کرزی از زمان به دست گرفتن قدرت حفظ خرسندی و موافقت جناح های سیاسی داخلی و کشورهای ذینفع خارجی بود. انجام این وظیفه هرچند ملالت آور و دشوار بود اما آقای کرزی بار این مسئولیت سنگین را تا مدت زیادی به خوبی به شانه کشید. ایجاد فصلی برای اعتماد و نقطه اتکایی برای همه گروههای سیاسی و قومی کار بسیار دشواری است اما برای ایجاد یک دولت ملی ضروری است. آقای کرزی برای اینکه ثابت کند در تعاملات گروهی کاملا بیطرف است و می تواند مورد اعتماد همه طرف های درگیر باشد گزیر یا ناگزیرسیاستی را برگزید که از درجه بالای انعطاف و ملایمت برخوردار بود. این انعطاف سیاسی اما به مدیریت ملی صدمات شدیدی وارد کرده و تشتت در مدیریت را جایگزین مدیریت دولتی کرد. اتخاذ سیاست طالبانی در گستره فرهنگ، حمایت بیدریغ از مجاهدین و انتصاب سران آنها به پست های کلیدی،سپردن مدریت های سرنوشت ساز به دست افغان ملیتی ها و تایید ضمنی حرکت های افراطی قوم محور این گروه و سرانجام دادن پست های حساس به ائتلاف گروههای چپ و فراهم کردن زمینه بازگشت آنان به سیاست نمونه هایی از مدیریت متناقض آقای کرزی است که تنها آن را می تون ناشی از انعطاف پذیری ترس آلود آقای کرزی از شرکای داخلی و خارجی اش دانست. سیاست گذاری تناقض آمیزتیم آقای کرزی باعث به هدر رفتن فرصت های طلایی مردم افغانستان گردید. انعطاف بیش از حد آقای کرزی در برابر گروههای داخلی و کشور های تصمیم گیرنده در مورد افغانستان ناشی از ترس بیرون شدن گروه یا گروههای سیاسی از دایره مشارکت سیاسی و به هم خوردن توازن نسبی قدرت می شد.
اینک اما به نظر می رسد که توافق گروههای افغان و کشورهای حمایت کننده آنها بر سر ادامه نقش آفرینی های آقای کرزی با چالش های جدی مواجه شده است. این چالش ها از یک سو ناشی ازاتخاذ مدیریت متناقض و نا کار آمد آقای کرزی می شود و از سوی دیگر بیطرفی رئیس جمهور که به عنوان اساسی ترین ویژگی وی مطرح بوده و بسیاری از منافع ملی و فرصت های بزرگ فدای آن شده است کم کم رنگ باخته است. پس از انتخابات دوره اول، آقای کرزی تصمیم گرفت که کمی از شدت انعطاف خود کاسته و مدیریت واحدی را بر سراسر کشور و بر همه افراد، از جمله گروههایی که حضور ائتلافی آنان منشاء شکل گیری و بقاء دولت کنونی است اعمال نماید. کاستن از انعطاف پذیری و تلاش برای ایجاد سیاست مستقل از منافع گروههای سیاسی اما دارای توازن لازم نبود. سیاست آقای کرزی در برابر افغان ملیتی ها و ائتلاف طالبان همچنان آمیخته با عطوفت، مهربانی و انعطاف بود درحالیکه در برابر ائتلاف جهادی ها و ائتلاف چپی ها میزان این انعطاف به شدت کاهش یافته و جایش را برخورد های جدی تر و قاطع تر گرفت. عدم توازن در برخورد با گروههای داخلی باعث آن شد که عده ای از هم پیمانان آقای کرزی کم کم به صداقت و بیطرفی وی شک نموده و دست به برخورد های تلافی جویانه بزنند.
ائتلاف افغان ملت اما هر گونه انعطاف پذیری آقای کرزی در برابر غیر پشتون ها را یک ضعف بسیار جدی تلقی کرده و به همین دلیل با استحکام روابط سیاسی شان با ائتلاف طالبان و حزب اسلامی، کم کم از آقای کرزی فاصله گرفتند. فاصله گرفتن ائتلاف قوم محور افغان ملت از آقای کرزی با هدف جایگزین ساختن مهره ای به جای وی صورت می گیرد که ضریب انعطاف پذیری آن در برابر غیر پشتون ها صفر باشد. آنان برای رسیدن به این منظور در تلاشند تا از چپی ترین عناصر قوم گرا تا راست افراطی - طالبان- ائتلاف قوم محوری را تشکیل دهند تا بتواندزمینه حذف آقای کرزی از سیاست و جایگزین ساختن یک مهره شدیدا قوم محور را فراهم نماید.
نا کارآمدی در اداره امور و عدول از پیمان بیطرفی از دلایل اصلی مخالفت ائتلاف جهادی ها و ائتلاف چپی ها با آقای کرزی قملداد می شود. این در حالی است که از نظر ائتلاف افغان ملت ناکارآمدی در ادراه مور و هماهنگی کامل با گروههای قوم محورنداشتن از دلایل ناشایستگی آقای کرزی قلمداد می شوند. ناکارآمدی دولت آقای کرزی و هدر دادن فرصت های طلایی رشد و توسعه افغانستان فصل مشترک مخالفت همه گروههای سیاسی با ادامه حضور آقای کرزی قملداد می گردد. اما به نظر می رسد که بخش عمده ی ناکارآمدی تیم آقای کرزی ناشی از محافظه کاری و تلاش برای حفظ منافع همه گروههای سیاسی است. در سایه سیاست های محافظه کارانه و تلاش برای راضی نگهداشتن همه طرف ها، مدیریت متمرکز و هویت سیاست گذارانه دولت به میزان زیادی مفهوم خود را از دست داد. دولت آقای کرزی در بسیاری از موارد بیشتر به عنوان یک ناظر عمل کرده است تا یک دولت تصمیم گیرنده و عملگرا. در واقع این دولت های محلی، قومی، حزبی و سمتی بودند که متناسب با منافع خودشان ابتکار عمل را از دولت آقای کرزی گرفتند.
به نظر می رسد که اکنون ائتلاف مجاهدین و ائتلاف چپی ها به عنوان متحدین درجه اول آقای کرزی به حساب آیند. هر چند تیم آقای کرزی به میزان بسیار زیادی به سمت ائتلاف افغان ملت و سیاست های قوم محور آنان لغزش داشته است اما ائتلاف های مجاهدین و چپی ها هنوز آقای کرزی را چهره ای می دانند که هم پشتون است و هم زیاد پشتون نیست و یا به تعبیر رسا تر رگه های پشتونستی در آن زیاد زنده نیست. درست به همین دلایل ائتلاف گروههای قوم محور به رهبری افغان ملت دیگر نمی توانند جزو متحدان و حمایت گران آقای کرزی به حساب بیایند.
حادثه نا فرجام ترور آقای کرزی در محفل گرامی داشت هشت ثور گمانه زنی های بالا را به خوبی تایید کرد و یا حد اقل سمت و سوی دلایل این ترور را به نقاط حساسی کشاند. این طبیعی است که طراحان این ترور باید نزدیک به دایره قدرت کرزی باشند. عبور از سد آهنین محافظین امنیتی محفل گرامیداشت هشت ثور و به ویژه محافظین آقای کرزی نمی تواند کار کسانی باشد که خارج از دایره این دولت قرار دارند. چگونه این حادثه در آخرین سال عمرزعامت آقای کرزی اتفاق می افتد و چرا در مراسم تجلیل از مجاهدین؟ به نظر من عوامل این ترور را تنها باید در سایه تغییر تاکتیک بعضی از متحدین آقای کرزی جستجو کرد. اگر آقای کرزی به صورت فیزیکی حذف می شد راه برای آمدن یک چهره جدید از میان افراط گرایان قوم محور به صورت بسیار طبیعی و آسان باز می شد. به عنوان مثال انورالحق احدی به آسانی می توانست توافق آمریکا و جامعه جهانی را برای گرفتن جای آقای کرزی جلب نماید. اما در صورتی که آقای کرزی زنده باشد این جابه جایی بسیار دشوار به نظر می رسد. البته که جامعه جهانی و به ویژه آمریکا متوجه ناکارآمدی دولت آقای کرزی هستند. اما آنان همه واقعیت های داخلی افغانستان رانیز با چشمان باز می بنند. دیدن واقعیت های افغانستان بسیاری از کشور های جهان را به حمایت از آقای کرزی مصمم می کند و دلیل بقای کرزی تا لحظه اکنون نیز همین مسئله است.
ائتلاف افغان ملت چرخش های آقای کرزی به سمت گروههای قوم محور را ناکافی دانسته و به همین دلیل ادامه حمایت از وی را اتلاف وقت و انرژی می دانند. ائتلاف جهادی ها و بخشی از ائتلاف چپی ها کرزی را با همه ی نا مهربانی هایش نسبت به خودشان به قبول هرگونه تغییر در زعامت سیاسی افغانستان ترجیح می دهند.
کرزی، دشواری های ماندن و رفتن