× تعداد بازدید: 63732- علاوه بر میزگردهای که در تلویزیونها برگزار شد که من ندیدم و چیزی نمیدانم، دو دوست گرامی: اسماعیل اکبر و خالد خسرو دست به یک جدال قلمی در باره زبان نیز زدند. جدال این لیبرال جوان و آن سوسیالیست پیر، نشانی از رویارویی نسل نو و کهنهء جامعهء ما نیز باشد، اما چیزی امیدوارکنندهء در آن وجود ندارد. این جدل هیچ چیزی مرا راجع به مسئله اکنون ما، یعنی پیوند "زبان و سیاست" روشن نمیکرد. اما، در عوض برای دو طرف مجال پرگویی و اظهار فضل میداد. مخصوصا آقای خسرو با نقد فاضلانهء خود بیشتر خشم و خروش، هیجان، احساسات و معلومات ابراز کرده است. آقای اکبر از زبان شناسی مدد میگیرد تا چیزی بنام ترمنولوژی ملی درست کند و خالد خسرو از جامعه شناسی، ادبیات و فلسفه طرفه معجونی درست میکند که پیش از آنکه در پی روشن کردن چیزی برای خواننده باشد، در صدد محور و میخکوب کردن حریف است.
3- راستی جدال بر سر چیست؟ به نظر قاصر من، مسئلهء اکنون ما نه ربطی به زبان شناسی دارد و نه علوم اجتماعی. مسئله اصلی پیوند زبان و سیاست است. تلاش برای تعمیم زبان یک قبیله به زبان یک ملت و سرکوب سازمان یافتهء حوزهء زبانی – فرهنگ فارسی، از سر خوف از زوال هژمونی قومی است. طراحان سیاست قومی در آغاز امیدوار بودند که میتوانند در پوشش دموکراسی و حقوق بشر، همان مناسبات قومی را باز تولید کنند. اما اکنون، همین اندک شرم حضور را نیز از کف دادهاند و شعار مرگ بر دانشگاه و مرگ بر دانشجو سر میدهند. این چیزی جز تحکم و زورگویی و بیمنطقی نیست. مگر دانشجو و دانشگاه از کجا آمده است؟ محصل (عربی) پوهنتون (پشتو) یونیورسیتی (انگلیسی) و دهها واژه دخیل و بیگانه دیگر، در این حوزهء زبانی – فرهنگی حق حیات دارد، اما دانشگاه و دانشجو باید شعار مرگ، خشونت و با پشتیبانی قدرت سیاسی از حق حیات محروم و از حوزه زبانی خاص خود تبعید گردد؟
4- ناسیونالیزم زبانی میراث محمود طرزی است. او در عثمانیه سید جماالدین افغانی را دیده و از رهگذر پارهء نوشتههای نویسندگان ترک، به صورت خام و نارسیدهء از تجدد، دل بسته بود. اما چون اهل فکر و نظر نبود و از نسبت و تجدد چیزی نمیدانست، تمنای تعمیم زبان پشتو را طرح کرد. به اشارهء او بود که امانالله خان نخستین "پشتو مرکه" را در کشور ایجاد کرد. از این پس، این تمنای محال هر از چندی عدهء را به شوق و شعف آورده است و شاید وزیر اطلاعات و فرهنگ، آخرین اینگونه افراد نباشد. با زور و خشونت نه زبان تحکیم میشود و نه قدرت، اما با اظهارات نابخردانه، فرهنگ و خرد آسیب میبیند.
فاعتبرو یا اولی الابصار.
انسان، زبان و سیاست
Hi very good Good luck Golden Wishes
سلام بر همه در ارتباط زبان دری و بشتو باید گفت که این ستم است که یکزبان را غیر علمی دانست و دیگر را علمی، جونکه همه زبانها بالقوه این توانائی را دارند که زبان علمی باشد. به هر حال اکنون هر دو زبان برجسته افغانسان در وضعیتی نیست که کدام بهتر است و کدام نیست. به فکر من باید اهل هر زبان به زبان دیگر احترام قائل باشند و یکی را بر دیگر تحمیل نکنند. بشتو جایگاه خودش را دارد و بشتونها حق دارند که برای شکوفائی زبانشان بکوشند، مگر این حق نباید تا سرکوب زبان دری برسد. و همچنان برادران دری زبان باید بلندبروازی نکنند و دیگران را نادان و بی علم صدا نکنند. به فکر من این موضوعات به طور عمده دچار آلودگی سیاسی شده. ورنه هردو زبان میتواند با یکدیگر به رقابت سالم ببردازد.
سلام جناب آقای امیری از سر اتفاق نوشته ی کوتاه و خوب شما را خواندم و عنایت کوچکی نیز در حق نوشته ی خویش دیدم. جناب آقای علی امیری موضوع اصلی مباحثه من با جناب آقای اکبر نه پیوند سیاست و زبان که بیشتر ساخت شکنی پیشفرض های ایدیولوژیک در باب معنا و هرمنوتیک و قطعیت های معرفتی و فلسفی بود. از این رو، بحث زبان و سیاست به فرصت دیگر موکول خواهد بود. در ضمن این که می پذیرم نوشتار من در چاچوب زبان جدلی، کنایه آمیز و احساساتی مطرح شده است، ولی، هرگز هدف از آن اظهار فضل نبوده است. چون بر سبیل معمول از خاکساری های رایج خبری در این نوشته نیست، یک اندازه، در نظر شما اظهار فضل آمده است. ولی، اگر سخن گزافه نیست، نوشته ی من تمرین گفتگو و مسوولیت شناسی روشنفکرانه بود. اظهار فضل چیزی در حد نوعی از عشوه ی بی درد و عار است که به سختی می توان کسی را به آن منتسب ساخت. در ضمن، نمی دانم که آیا می توان بر اساس نوشته های من، نویسنده را لیبرال( البته منظور معنای اصلی آن است و نه معنای رایج که آزاد اندیش است) خطاب کرد یا نه؟ من به دانش و فهم شما احترام زیاد قایلم، از این رو، مکالمه ی کوتاه از طریق این تارنما را خالی از فایده ندانستم. خالد خسرو اوتاوا - کانادا
آفرین برین نوشته های زرین شما‘ به امید موفقیت هرچه بیشتر شما‘ واقعا من هم ازین طرفداران متعصب زبان غیر علمی به بینی رسیده ام . با احترام