× نسخه مناسب چاپ
× نسخه مناسب ذخیره
× ارسال به ایمیل دوستان
× نظرات [9]
× اندازه متن: بزرگتر  کوچکتر
× تعداد بازدید: 16751

میرحسین مهدوی
دوشنبه، ۲۱ بهمنماه ۱۳۸۷
نگاهی به دلایل آمدن و رفتن آقای کرزی
هرکسی که بیاید "کرزی" است
دولت افغانستان در محاصره کامل طالبان، سفیر یا نماینده دولت آمریکا، فرمانده آیساف، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان ناتو، پاکستان، هند، ایران، شورای ملی افغانستان، احزاب سیاسی خرد و کلان، گروههای دفاع از حقوق بشرو ... قرار دارد.
نگاهی به دلایل آمدن و رفتن آقای کرزی

نویسنده: میرحسین مهدوی

برای آمریکا و ازمیان گزینه های احتمالی، کرزی سالها بهترین کاندید برای زعامت افغانستان تلقی می شد. آمریکا می دانست که برای حمایت از کرزی هزینه بسیار کمتری را خواهد پرداخت تا حذف او. حذف کرزی علاوه براینکه احتیاج به صرف هزینه زیادی داشت، اعتماد به مهره جدید و نیز کسب اعتماد چهره ها و مهرهای متنفذ افغان برای همکاری با وی کار چندان ساده ای نبود. به نظر می رسد آمریکا از دو گزینه ی " ایجاد امنیت در افغانستان" و "مورد اعتماد بودن"، صفت دوم را برای رئیس جمهور افغانستان بسیار با اهمیت تر می داند.

ایجاد امنیت پروژه ای دراز مدت است. می توان روند آنرا کند کرد و حتی می شود برای مدتی اجرای آنرا به تعویق انداخت. کما اینکه در طول سالیان گذشته بارها این اتفاق افتاده است. اما رئیس جمهور افغانستان باید مورد اعتماد دستگاه امنیتی آمریکا باشد. این اعتماد را نمی شود به تعویق انداخت و یا نادیده گرفت. به عبارت ساده تر، ویژگی ها و روابط فردی رئیس جمهور افغانستان با سازمان سیا به مراتب از میزان دانش، لیاقت و همچنین میزان نفوذ و محبوبیتش در بین مردم افغانستان با اهمیت تر است. اعتماد را نمی توان به آسانی ایجاد کرد اما به رئیس جمهوری که از علم مدیریت چیز زیادی نمی داند می شود کمک کرد. می توان به او یاد داد و حتی برایش مشاوران داخلی و خارجی استخدام کرد.

طبیعی است که دراتخاذ چنین سیاستی منافع آمریکا اولویت درجه یک دارد و به افغانستان و تمامی مشکلات و مصیبت هایش نقش درجه داشته شده است. روشن است که زیر بنای اعتماد، رفاقت است. البته مراد از این اعتماد، نه اعتماد اخلاقی بلکه اعتماد کاری است. از آنجایی که این اعتماد حاصل یک پروژه دراز مدت همکاری متقابل است تنها تعداد مشخصی از افراد واجد آن خواهند بود. به عبارت ساده تر دایره رقابت های سیاسی و حوزه قدرت درافغاتسان یک دایره بسته است. آنچنانی که مثلا در ایران تنها افرادی می توانند به پست های بالای حکومتی دست یابند که به ولایت مطلقه فقیه باور داشته باشند و وزارت اطلاعات این کشور که تحت نظر رهبر ایران فعالیت می کند حد اقل مشکلی با شخص مورد نظر نداشته باشد. در افغانستان نیز کسی می تواند احتمالا رئیس جمهور یا وزیر شود که عملا دوستی و همدلی خود را با سیاست های دولت آمریکا اعلام کرده و از کوره امتحانات متعدد گذشته باشد.

برای سالهای متمادی، حامد کرزی نامی برجسته و قابل اعتماد و احترام در میان نام های موجود در آن " دایره بسته" بود. برای حمایت از آقای کرزی، نه تنها آمریکا و دیگر دولت های غربی بسیج شده بودند بلکه حتی رسانه های غربی نیز تصویر بسیار شفاف، روشن و قابل احترامی از وی در ذهن و ضمیر جامعه غرب ساخته بودند. نه تنها رادیو صدای آمریکا و رادیو بی بی سی در یک حرکت هماهنگ و زیر نظر یک تیم و با هماهنگی دستیاران کرزی، برای تحکیم پایه های حکومت وی، خوراک تبیلیغاتی لازم را برای مردم افغانستان تهیه می کردند. نه تنها خبرگزاری های بزرگی چون رویترز و آسوشیتیدپرس تعهد کرده بودند که حتی المقدور خبرهایی را که می تواند به موقعیت رئیس جمهور آسیب وارد کند انعکاس ندهند. نه تنها این خبرگزاری های بزرگ بلکه رسانه های دولتی و آزاد کشور های غربی گردن به رعایت این اصل نانوشته گذاشته بوند که کرزی باید همچنان چهره معصوم و خوب باقی بماند. اگر گزارش هایی در بعضی از نشریات چاپی و نه تصویری غربی این پیمان نانوشته رسانه های غربی را خدشه دار می کرد، این حرکت باعث ایجاد تغییر در مشی دیگر رسانه ها نمی گردید و نشریات دیگر به تقلید و یا حتی باز- تکثیر همان خبر یا گزارش نمی پرداختند. تصویر آقای کرزی همچنان " مورد اعتماد" و " دوست داشتنی" باقی می ماند.

سازمان سیا با استفاده از نفوذ گسترده ای که در میان رسانه های آمریکایی دارد ابتدا سعی کرد که بعضی از پیام های خود را از طریق " واشنگتن پست" به آقای کرزی برساند. بعضی از " رازهای مگو" ی آقای کرزی و خانواده اش پا به صفحات این روزنامه گذاشت. اما آقای کرزی این پیام ها را جدی نگرفت و این عمل وی باعث تداوم این روند گردید.

در پس عبور روزها و ماهها و سالها، آنچه بیش از عمر حکومت آقای کرزی پیرتر و شکسته و ضعیف تر می گردید، اعتماد دولت آمریکا و سازمان سیا به وی بود. صدای شکسته شدن این اعتماد سرانجام از گلوی یاب د هوپ شفر، دبیر کل پیمان ناتو بیرون شد. وی نقش دولت افغانستان را در ایجاد بی ثباتی این کشور به اندازه طالبان قلمداد کرد. این موضع گیری به معنی پایان اعتماد سازمان سیا و در کل جامعه جهانی نسبت به آقای کرزی بود.

آقای کرزی اما در یک حرکت عکس العملی دست به دامن ایران و روسیه زد. کاری که نه تنها نتوانست به تحکیم موقعیت او کمک کند بلکه مدیریت سیاسی افغانستان را با بحران جدی تری مواجه ساخت. گزارش تازه پنتاگون درمورد وضعیت دولت افغانستان، پیام بسیار تندتری به همراه دارد. پنتاگون دولت افغانستان را ضعیف ترین دولت جهان خوانده است و علت اصلی این ضعف را در مدیریت آقای کرزی می داند.
به نظر می رسد که عمر اعتماد طلایی آمریکا نسبت به آقای کرزی واقعا به پایان رسیده است. این مسئله ضمن اینکه می تواند درس خوبی برای رئیس جمهور آینده افغانستان باشد، پیام های روشنی نیز برای جامعه روشنفکری افغانستان دارد.

عمده ترین اتهام آقای کرزی ضعف مدیریت سیاسی و فساد اداری است. اما به راستی در کشوری که تمام نیروها و احزاب سیاسی آن به یک یا چند کشور خارجی وابسته بوده و توان لازم را برای اعمال فشار بر دولت و شخص رئیس جمهور دارد، چگونه می توان مدیریت واحدی را اعمال کرد؟ نیروهای سیاسی افغان به مدد کشورهای خارجی در تمام نقش آفرینی ها سهم جدی دارند. این سهم جدی چرا هیچ وقت در نا بسامانی ها و فساد اداری ملاحظه نمی شود؟ به عبارت ساده تر، علی الرغم اینکه نمی توان ضعف های آقای کرزی را در مدت مدیریت سیاسی اش بر افغانستان نادیده گرفت اما این ضعف تنها عامل شکست های دولت فعلی نیست. ساختار قدرت- دولت در افغانستان به شکلی طراحی شده است که نمی تواند به ساختاری با مدیریت سیاسی متمرکز منتج شود. در واقع دولت افغانستان در محاصره کامل طالبان، سفیر یا نماینده دولت آمریکا، فرمانده آیساف، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان ناتو، پاکستان، هند، ایران، شورای ملی افغانستان، احزاب سیاسی خرد و کلان، گروههای دفاع از حقوق بشرو ... قرار دارد. در چنین فضایی چرا باید از رئیس جمهوری که شب روز در محاصره کامل قرار دارد و هر فرمانش بوی توصیه ویا فشار سیاسی، تبلیغاتی و گاه نظامی یکی از اعضای حلقه محاصره را می دهد توقع مدیریت سیاسی قاطع و خردورزانه بر کشور را داشته باشیم؟

بیش از یک سوم کمک های جهانی در اختیار سازمان ملل قرار دارد. علاوه براین بودجه کلان، این سازمان با اداره سیاسی اش ( یوناما) بخش قابل ملاحظه ای از هرم قدرت در افغانستان را به خود اختصاص داده و در بسیاری از تصمیم گیریهای سرنوشت ساز نقش بدون واسطه بازی می کند. بیش از یک سوم از کمک های جامعه جهانی نیز به سازمان های غیر انتفاعی اختصاص یافته است. بخش بسیار بزرگی از نیروهای تحصیل کرده به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در این سازمان ها کار می کنند. به عبارت ساده تر، این سازمان ها تامین کننده معاش قشر تحصیل کرده کشور می باشند. همین سازمان ها بخش بزرگی از نهاد های مدنی را تشکیل داده و عنان جریان روشنفکری کشور را در دست دارند. این سازمان ها به اندازه کل دولت افغانستان از کمک های جامعه جهانی سهم می برند بدون اینکه مجبور باشند به دولت و یا حتی سازمان ملل جوابگو باشند. دولت نه حق پرسش از وضعیت مالی این سازمان ها را دارد و نه می تواند از سازمان ملل و سازمان های تابع آن بازرسی مالی نماید. سازمان ملل و سازمان های غیر انتفاعی ( NGOs) هر کدام یک دولت در درون دولت افغانستان هستند. چه کسی می گوید که ولسی جرگه یک دولت مستقل نیست؟ چه کسی منکر است که جبهه ملی تاریک خانه اشباح وقایع سیاسی کشور به حساب می آید؟ چه کسی می تواند منکر دولت قدرتمند و مخوف دیگری به نام " افغان ملت" در درون دولت کرزی گردد؟

البته و صد البته که حکایت امارت اسلامی طالبان و حضور روز افزون و سرسام آورش چندان نیازی به تحلیل و تبصره حتی ندارد. طالبان بربخش های زیادی از افغانستان کنترل یافته اند و در بخش هایی که عملا قدرت را در دست ندارد با ارسال آدم های قابل انفجار روز و روزگار را بر دولت مردم افغانستان تنگ می کند. البته طالبان نوع قدیمی تر اما خطرناکتر آدم های قابل انفجار نیز داشته و دارد که نقش بسیار موثری در تعیین خط و مشی دولت داشته اند. این آدم های انتحاری، نه جسم که مغزشان را منفجر می کنند. به نام خدا و قرآن چنان عرصه را بر آزادی و آزادی خواهی و ایجاد حاکمیت سیاسی تنگ کرده اند و می کنند که آدم های انفجاری نوع جدید به گرد آنها نیز نمی رسند.

به راستی در چنین وضعیتی، با چه حقی باید گناه همه شکست ها را به گردن رئیس جمهور گذاشت؟ رئیس جهور زمانی می تواند مسئول شکست و پیروزی ها باشد که افغانستان تنها توسط یک دولت اداره شود و رئیس جمهور واقعا رئیس جمهور باشد.

خارج شدن کرزی از بازی های سیاسی به جرم ضعف مدیریت و فساد اداری تقریبا قطعی به نظر می رسد. اما وارد شدن نفر بعدی- کرزی دوم- چندان تغییری را به همراه نخواهد داشت. تحول زمانی میسر است که منطق و قانون بازی از ریشه متحول شود که چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد. کرزی اول که خود ببرک کارمل دوم نیز به حساب می آید در حالی میدان را برای نفر بعدی خالی خواهد کرد که به افتخارات ناکرده می نازد و به گناهانی که مرتکب نشده است مجازات می شود.
/
عربستان و طرح بازگرداندن طالبان
افغانستان برعلاوه اینکه میدان جنگ میان غرب و القاعده، غرب و ایران، هندوستان و پاکستان است، دو کشور رقیب "ایران و عربستان" را نیز واداشته است تا درین کشور به تصفیه حساب شان بپردازند.
استراتژی برای موفقیت در افغانستان
اداره اوباما با یک معمای قابل حل در افغانستان ، که تعداد محدود افراد شامل در اداره قبلی آن را می دانند؛ مواجه است. امریکا نمی تواند، از مسئله افغانستان صرفنظر کند و یا هم از این کشور خارج شود، اما ادامه استراتژی فعلی ما را به این نقطه خواهند رساند.
تعطیلی پایگاه هوایی منس؛ از نمایش تا واقعیت
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که کمک های در ازای بستن پایگاه هوایی منس و خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان به این کشور پیشنهاد شده است. سوال اینجاست که آیا در صورت خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان و بسته شدن پایگاه منس، روسیه به پرداخت این مبلغ به قرقیزستان مبادرت خواهد ورزید؟
دست کرزی و دامان پیر
بدنبال نامزد شدن علی احمد جلالی و اشرف غنی احمدزی، آقای کرزی در میان دو گروه رقیب که عبارت از اسلام گراهای پشتون و تیم تکنوکرات این قوم قرار گرفت. کرزی بارها کوشش کرد با حزب اسلامی و گروه طالبان نزدیک شود و از طرفداران این گروه در مقابل تکنوکرات های چون اشرف غنی احمدزی و علی احمد جلالی استفاده کند
نگاهی به دلایل آمدن و رفتن آقای کرزی
هرکسی که بیاید "کرزی" است
دولت افغانستان در محاصره کامل طالبان، سفیر یا نماینده دولت آمریکا، فرمانده آیساف، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان ناتو، پاکستان، هند، ایران، شورای ملی افغانستان، احزاب سیاسی خرد و کلان، گروههای دفاع از حقوق بشرو ... قرار دارد.
نظرات [9]
مسیح    سه شنبه، ۲۳ تیر ۸۸ :: ۱:۵۶ بعدازظهر
غارت منازل مسکونی در شهر مزارشریف ! روز روشن عساکر قوماندان "حسن علی کله میده" دروازه های منازل را دق الباب می کردند و در حضور تمام اعضای فامیل اموال شان را به موتر بار کرده با خود می بردند. درسال 1376 زمانیکه آقای محقق وزیر داخله در مزارشریف بود، قوماندانهای تحت امر او نصیر دیوانه، سرور گنگس، کله میده، قدم بچه خدا، قمبر لنگ و دیگران جرنیل های خود مختار ولایت بلخ بودند و بدون کوچکترین احساس ترسی دست به جنایاتی می زدند که در قاموس بشریت از اعمال کم نظیری خوانده شده است. نمونه های که ازین اعمال در مطبوعات افغانستان بازتاب یافته، عبارت اند از: شپش فروشی، ادرارخوراندن، تجاوز جنسی دستجمعی، تماشای زایمان زنان، تماشای رقص بسمل، میخ کوبیدن بر سر انسان، بریدن سینه زنان، سکس رقصاندن زنان و... میباشد. حاجی قلندر یکی از شهروندان مزار شریف میگوید: "روز روشن عساکر قوماندان کله میده دروازه منزل مارا دق الباب کردند ودر حضور تمام اعضای فامیل اموال خانه ما را به موتر انداخته با خود بردند." وی حادثه غارت منزل خود را چنین ادامه داد: "ما هر چند داد و فغان کردیم و همسایه ها هم خبر شدند، اما هیچ کس به داد ما نرسید." حاجی اضافه کرد که عساکر محقق با چنان خاطر جمعی وسایل منزل را بردند که وقتی یخچال به موتر جای نشد در گوشه حویلی گذاشتند و اخطار دادند که هیچ کسی آنرا بیجا نسازد. آنان بعد از انتقال وسایل بارگیری شده، دوباره آمده و یخچال را نیز بردند. او افزود که یکی از همسایه ها وقتی در مورد غارت آنها مداخله کرد، بالایش با کلاشینکوف فیر کردند که خوشبختانه تیر به خطا رفت و همسایه موفق به فرار شد و بعد رفتند و تمام اجناس منزل او را غارت کردند. اکثر گروه ها برای چپاول اموال مردم بهانه می ساختند و وقتی زمینه چپاول برای افراد تنظیم ها بیشتر میسر میشد که با هم در گیر میشدند. خانم حاجی قلندر که بیش از 70 سال عمر دارد، به گزارشگرما گفت: "من عذر و زاری کردم تا یک فرش زیر پای و یک تلویزون را برای ما بگذارند، اما آنان قبول نکردند." خانم حاجی، افراد قوماندان کله میده را دزدان بی رحم نامید و اضافه کرد که دزدان نه تنها به عذر و زاری او توجه نکردند، بل او را که بجای مادر شان و زن سالخورده و کهنسالی است دشنام دادند. مولاداد یکی از شهروندان مزار شریف که پیشه قصابی دارد، میگوید: "من در طول جنگهای سی ساله هیچ گاه به هیچ سازمان و حزبی نرفته ام. بعد از جنگ جنبش و حزب وحدت، عساکر کله میده خانه مرا و زنده گی چهل ساله مرا چور کردند". آقای مولاداد افزود: "وقتی از غارت منزل خود خبر شدم با عجله خانه آمدم، دزدان محقق رفته بودند و همسایه ها مرا گفتند که در جایی مخفی شوم بخاطری که عساکر دوباره می آیند و مرا هم دستگیر میکنند." او در ادامه صحبت هایش گفت که اتهام جنبشی را عساکر بر او زده بودند. مولاداد همچنان مدعی شد که جنبشی ها قبلا چند بار اموال دوکان اورا به بهانه همکاری با جمعیتی ها غصب کرده بودند. سردار محمد سعیدی که مسوولیت رهبری اعضای حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان را در شمال عهده دار است و دخترش را به زنی برای رهبر حزب وحدت اسلامی، آقای محقق نیز داده است در پاسخ به پرسش گزارشگر در مورد غارت مردم توسط قوماندانهای حزب وحدت از جمله قوماندان کله میده گفت: "من قوماندانی به اسم کله میده و نصیر دیوانه را بخاطر ندارم چنین افرادی در بین ما نبودند." آقای سعیدی که فعلا وکیل شورای ولایتی بلخ است، اظهار داشت که در بخش نظامی حزب کدام وظیفه انجام نداده است و به این خاطر افراد نظامی حزب را نمی شناسد. قوماندان ها و مسوولین بلند رتبه وحدت و جنبش که فعلاً هم در کرسی های بلند دولت کرزی تکیه زده اند، یا از انجام عمل دیروزی انکار میکنند و یا از پاسخ دادن به ژورنالیستان در مورد گذشته خود داری می نمایند. انکار آقای سعیدی از شناخت قوماندانهای حزب وحدت با وضاحت تمام طفره رفتن از موضوع مطروحه میباشد. قوماندان های چون کله میده در قساوت و بی رحمی چنان مشهور هستند که تمام باشنده گان دایمی ولایت بلخ و اطراف آن، به ویژه کسانیکه اضافه ازبیست وپنچ سال عمر دارند، او را می شناسند و تعجب آور است که عضو سابقه دار رهبری حزب وحدت و معاون آقای محقق، کله میده و نصیر دیوانه این دو قوماندان وفادار به داماد خود را نمی شناسد!!! حسن علی کله میده با تمام اعضای فامیل خود در کارته سید آباد شهر مــــزار شریف زنده گی میکند و اکنون کدام پیشه و کار مشخصی ندارد، بیشترین وقت خود را در رکاب آقای محقق در شهر کابل سپری میکند و حاضر نمی شود با خبر نگاران مصاحبه نماید. بکی از اقارب موصوف که اکبر علی نام دارد، در حالیکه میخندد در پاسخ به پرسش گزارشگر ما پیرامون اعمال گذشته و شخصیت اجتماعی کله میده چنین ابراز نظر نمود: "اوره چه موکونی؟ از سر تو بوی قورمه بور موشه، او آدم کوشه، آدم کش، برو پرسانشی نکو." بسیاری از قوماندانانی که در گذشته دست به اعمال ناشایسته زده اند و در حاکمیت امروزی مقام و منصبی ندارند به نوعی تلاش میکنند تا در کنار ولی نعمتان سابق، بخاطر حفظ امنیت خود بچسبند و بنام گارد، خانه سامان وغیره خود را جا بزنند. دادمحمد باشنده شهر مزار شریف در باره غارت منازل مسکونی مزارشریف میگوید: "در حوت سال 1376 اضافه از 300منزل مسکونی از طرف افراد مسلح محقق غارت شده است . در 23حوت 1376 منزل مرا نیز چپاول کردند." دادمحمد خان در حالیکه عرایضی را به گزارشگر نشان میداد اضافه کرد: "بعد از چپاول منزل ، من به مسوولین امنیتی شهر و از جمله وزیر داخله آنزمان آقای محقق عریضه کردم که تا هنوز عریضه ها را نگاه کرده ام و افسوس که هیچ کس باز خواست نکرد." آقای دادمحمد مدعی شد که صد ها هموطن دیگر او که منازل شان دزدی شده بودند با او یکجا به شکایت پرداخته و به مقامات مسوول آنوقت عریضه کرده بودند که اکثر مردم بجای پرداخت به عرض شان با استهزا صاحبان قدرت مواجه میشدند. او همچنان ادعا کرد که بسیاری از دارایی های امروزی قوماندانهای حزب وحدت و جنبش جنرال دوستم از همین غارت ها بدست آمده و اموال غارت شده او هم اکنون جز از سرمایه قوماندانان گردیده است. بعد از استقرار طالبان در مناطق شمال کشور تعدادی کثیری قوماندانها یا کشته و یا به خارج کشور فرار نمودند و اما بعد از حمله هوایی امریکا به افغانستان و با روی کار آمدن آقای کرزی، فراریان دیروزی که اکثریت آنان متهم به جرایم جنگی میباشند به کمک نظامیان امریکایی دوباره به قدرت از دست رفته خود رسیدند و ملوک طوایفی اوایل دهه هفتاد هجری شمسی یکبار دیگر در افغانستان مستقر گردید. باری در سال جاری رئیس استخبارات امریکا به کانگرس کشوراش گزارش داده بود که 60% خاک افغانستان در کنترول قوماندانان و سران اقوام است ، 10%در اختیار طالبان و صرف 30%در کنترول دولت کرزی میباشد که این گزارش مورد واکنش سخت دولت کرزی قرار گرفت و اما درین گزارش صراحت داده نشده بود که چگونه وچه کسانی 60% خاک افغانستان را در اختیار قوماندانها و سران قرار داده اند . کارشناس مسایل سیاسی در بلخ استاد احمد زی میگوید: "جنایات قوماندانان حزب وحدت و جنبش دوستم ریشه بیرونی هم دارد که از طرف کشور های امپریالیستی تشویق به چپاول و ایجاد تبعیض نژادی میگردیدند." آقای احمد زی افزود: "تا و قتی که خارجی ها نوکران خود را به هر رنگ و نیرنگ در جبهات و چوکی های قدرت بالای مردم افغانستان تحمیل میکنند، مردم افغانستان روی خوشی را نخواهند دید. احمد زی در ضمن پاسخ هایش تلویحا اشاره نمود که قوانین بین المللی و تصریحات کنوانسیون های بین المللی که افغانستان از جمله دولتهای امضا کننده آنها میباشد ، در کشور هیچ گاه تطبیق نمیگردد و بسیاری از خارجی های مستقر در افغانستان نمی خواهند این میثاق های بین المللی عملی شوند .بخاطری که جنایت کاران جرایم جنگی در افغانستان همکاری نزدیک با قوای ائتلاف و امریکا دارند. در صورت عملی شدن میثاق های بین المللی بسیاری ازدولتمردان بزرگ از معاونیت ریاست جمهوری تا وزرا و وکلا که اسمای شان از طرف دیده بان بین المللی حقوق بشر به عنوان ناقضین حقوق بشر اعلام گردیده، مورد پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت. مسیح کابل massih@gmail.com
شکیب    جمعه، ۱۸ اردیبهشت ۸۸ :: ۹:۲۸ بعدازظهر
برای ما مردم فرق نمی کند هر کس بیاید همه شان پشتون هستند برای قوم خود و برای زندگی خود می اندیشند
غروب تنها    چهارشنبه، ۲ اردیبهشت ۸۸ :: ۹:۴۹ بعدازظهر
با عرض سلام نظرم درمورد رئیس جمهوری آینده افغانستان ( مورد نظر غرب ) این خواهد بود که شخص رئیس جمهور هرکس که باشد کدام تغیری در وضعیت افغانستان رونمانخواهد گردید مگر اینکه جهان غرب بخصوص امریکا نوع دیگر افغانستان را بخواهد به این معنی که اگر غرب منافع خویش را در بهبودی وضعیت افغانستان ملاحظه نمایند بدون شک این معمول تعمیل خواهد شد.
خلیلی    چهارشنبه، ۲۶ فروردین ۸۸ :: ۰:۲۲ صبح
سلام جناب مهدوی از اینکه درجهت معرفی کاندیدای اصلح برای مردم افغانستان تلاش می کنید تشکر می کنم اگرممکن است اولا اخبار را انتخاباتی را نیز هردرسایت گذاشته ومعرفی کامل ا زکاندیدا بیاورید ممنون می شویم
نظری    سه شنبه، ۴ فروردین ۸۸ :: ۱۱:۰۲ صبح
سلام عزیز! امیدوارم همه چیز به کام باشد و ملالی نباشد و مرا نیز فراموش نکرده باشی.
عزیز موحد    چهارشنبه، ۱۴ اسفند ۸۷ :: ۷:۰۸ صبح
سه شنبه 14 حوت 87صبح زود سلام : بزرگترین آفت و مصیبت در کشور ما عدم وحدت ملی و اندیشه ی کمک اجنبی و کثرت گرایی و بنودن رهبر فرزانه و مدبر و خردمند و مجرب و متعهد و آگاه بامسایل سیاسی و عاری از بیگانه پرستی و شجاع و باایمان و خدمتگذار ووو...میباشد ...........؟؟؟!!!
URL:
محمد جاوید بوستانی    سه شنبه، ۶ اسفند ۸۷ :: ۱۱:۵۰ بعدازظهر
باعرض سلام خدمت همه هموطنان عزیز نه نه نه ...هرکسی که بیاید "کرزی" است این اشتباه است تنها کسی که بیاید کرزی نیست دوکتور رمضان بشر دوست است
مریم    سه شنبه، ۶ اسفند ۸۷ :: ۰:۲۱ بعدازظهر
عالی بود ما مانده ایم که با این کرزی ها چه باید کرد و چطور می توان که با آنها کنار امد.
الهام غرجی    پنجشنبه، ۲۴ بهمن ۸۷ :: ۱۰:۱۴ صبح
سلام مهدوی عزیز. خوب است که حد اقل اینجا می نویسید. من هم چندی است دوباره می نویسم.



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
 جمعه، 21 حوت 1388
Friday, March 12, 2010
خبرنامه
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .


عضویت لغو عضویت
تبلیغات
Afghan Press
آمار و اطلاعات
بازديد امروز:245
بازديد ديروز: 446
بازديد از ابتدا:741065
بازدید کننده آنلاین: 7