مدل انسان نو افغانستانی
(قسمت هشتم)
علی پیام
Payam.44@gmail.com
من و مخاطبم باید این مطلب را مسجل کنیم که انسان نو مورد نظر من نه انسان آرمانی است و نه انسان کامل و نه انسان برتر و نه هیچ آن انسانی که در ادبیات حکیمان و فلاسفه و عالمان جاری است. انسان نو افغانستانی مورد نظر من انسان همین سرزمین و همین آب و خاک است. اگر از انسان نو افغانستانی سخن می زنیم، نه ارائه کلیات است در باره انسان بما هو انسان و نه بحث نظری راجع به چیستی و ماهیت انسان و تاریخچه انسان. این بحث نه انسان شناسی است و نه بررسی انسان ارزشی و تاریخی و کامل.

انسان نو مورد نظر من نه آن انسان ذهنی و تخیلی است و نه آن انسان دور از متن جامعه افغانستانی و نه تصویر فلسفی و ایده آلهای ذهن و روان. بلکه انسان نو من انسان کاملا واقعی مربوط به همین آب و خاک است. باید این انسان از بین خاکسترهای جنگ و جدالهای تاریخی و ظلمها و ناعدالتیها برخیزد و باید هرچه دیواره های پیش ساخته و خودساخته و حصارهای محکم تسخیر ناپذیر تاریخی است بشکند و خرد و خمیرش کند و بزند به دیوار مانند زدن کچگ خاگینه به دیوار. انسان نو مورد نظر من نه از ته تاریخ می آید و نه از ورای تاریخ خواهد آمد. بلکه در همین آب و خاک و همین مرز و بوم است راه می رود و زندگی می کند. و نفس می کشد و تمرین نوگرایی می کند.
مدل انسان نو افغانستانی نه آن ساکنان مدینه فاضله فلاسفه است و نه باشندگان شهر آرزوها. بلکه انسان سرزمین جنگ زده و ظلمکده ای است که در آنجا به موجود کهنه و رنگ و رو رفته ای تبدیل شده است. سپس این انسان فرسایش یافته است و عین ضایعات دردناخوری هویت یافته است که اینک به دردی نمی خورد جز اینکه آنان را از نو باید ساخت و از نو بازسازی کرد و به حالت اولیه فطرت آدمی برگرداند.
انسان نو افغانستانی محصول همین آب و خاک باید باشد. و مائده ای است در همین جغرافیای به نام افغانستان. این انسان نه از آسمان خواهد آمد و نه از ورای جغرافیای افغانستان. بلکه انسان نو را باید در همین مرز و بوم یافت و یا در همین آب و خاک کشفش کرد. کشف انسان نو کشف دنیای نو افغانستانی خواهد بود. مدل گیری انسان نو افغانستانی را از روی هیچ مدلی نمی توان نسخه برداری کرد. مدل انسان نو مورد نظر من را نه در قعر تاریخ می توان پیدا کرد و نه در متن تاریخ. بلکه می توان ویژگیهای انسانهای کهنه ناشدنی تاریخی را در قواره انسان نو افغانستانی تمثیل کرد. مدل انسان نو در هر زمان و مکانی نو است، چه در ته تاریخ باشد و یا در دیگر سرزمینهای دیگر. انسان نو افغانستانی محصول تاریخی این سرزمین باید باشد. این انسان، در متن تجربیات زندگی و دل تجربیات تاریخ افغانستانیگی آنقدر پاجه خورده است تا به پختگی رسیده است. اگر از انسان نو سخن می زنیم، برای آن است که این انسان همیشه تازه است. و همیشه در حال نو شدن است. و هیچ وقت کهنه نخواهد شد.
مدل انسان نو افغانستانی در سنگتراشیهای این سرزمین تراشیده باید شود. با ویژگیهای طبیعی این مرز و بوم. اما فراتر از انسانهای کهنه این سرزمین. مدل این انسان نو، دو بعدی است. هر بعدش بعد دیگر را تکمیل می کند. این انسان، از یک طرف افغانستانی است و از طرف دیگر جهانی. بعد جهانی و ملی اش هیچگاه یکدیگر را خنثی نمی کند.
خلقت اولیه و فطری انسانها همانند آب چشمه روان و روشن و زلال است. انسان افغانستانی نیز نهادش صاف و چشمه ای است زلال و گوارا. آنگونه که حیاتش زندگی بخش است و گرما بخش. اما این خلقت روشن و روان و گوارا سالهاست که گندیده است و سالهاست که بوی گرفته است و رنگش تغییر کرده است و ذهن صاف و روان و درخشانش مکدر شده است. خانه ذهن این انسان از زنگارهای تاریخی این سرزمین انباشته شده است از کینه های ازلی و ابدی این سرزمین.
انسان نو مورد نظر من نه آن انسان نمونه است که تحققش فقط در عالم و دنیای ذهن ممکن است و وجود خارجی اش برابر با موجبات خودش. ولیکن انسان نو شمه های از انسان کامل و انسان نو و انسان متعالی و انسان برتر را دارد. این انسان فقط به تجربه "انسان" رسیده است و به انسان افغانستانی می اندیشد و تصور واقعی از انسان دارد و مشکلات و خواسته های انسانی دارد.
انسان نو مورد نظر من از همین لحظه تولد می یابد و از همین زمان به دنیا می آید. این انسان اینک در ارتفاع تاریخ کشورش ایستاده است و ته تاریخ را تاریک و روشن می بیند. لکه های سیاه و لکه های سفید. لکه های بی رنگ و دانه های غمگینانه. انسان نو افغانستانی بر روی خاکستر جنگ و قتال و بی عدالتی برمی خیزد ولیکن هیچگاهی خاکستر نشین نمی شود. خاکستر نشینی عادت اولیه انسان کهنه افغانستانی که جز حس بوی خاکستر شاید دیگر چیزی بر مشامم نمی وزد.
انسان نو افغانستانی از خاک بلند می شود ولیکن خاک نشین نیست. و یکی از ویژگیهای این مدل انسان، جدایی وی از تاریخ خاکستری و خاکی سرزمینش است. این انسان خود را در خونهای ریخته و نزاعهای تصفیه ناشده و خصومتهای به محکمه نرفته شریک جرم نمی سازد بلکه خونها و نزاعها و خصومتها را به دادگاه ذهن و روانشان محاکمه کرده و سپس با ذهن و ضمیر روان و روشن به سراغ آینده تاریخ حرکت می کند.
و یکی از ویژگیهای این انسان این است که در آن آسیای که تاریخ آرد شده است آب نخواهد ریخت. آن آسیاب را پرچیو خواهد کرد و از نو آسیاب خواهد ساخت. و یکی دیگر از ویژگیهای این انسان این می باشد که راه تاریخ را نخواهد پیمود زیرا که تاریخ، تاریخ شده است و بار گناهان انسانهای کهنه را در بلندای تاریخ و در گذر آینده ها تکرار نخواهد کرد. این انسان اعلام می که تاریخ همین لحظه تولد یافته است. اعلام می کند که زمان از همین زمان شروع شده است. اینک در ابتدای تاریخ به آینده چشم دوخته است. تاریخ انسان این مدلی، شروع زندگی جدید است با حافظه ای که از دست داده است. البته شهامت و جسارت و توانایی می خواهد تا تاریخ را از اینک شروع باید کرد. قدرت برتر می خواهد تا اینک متولد شد. مهارت ذهن و روان می خواهد تا تولدهای تاریخ را خطبر گذاشت. و انسان نو افغانستانی چیر برفی را که دیشب رفته است خط می زند و راهی که دیروز رفته شده است، فراموش می کند.
انسان نو افغانستانی همیشه در حال، زندگی و زیست می کند. مصالح تاریخش را همین اینک دم دست می گیرد تا تمام هنر معماری اش را به نمایش بگذارد. تاریخ این سرزمین تاریخ کرم خورده ای است که نیازمند ترمیم و اصلاح است. انسان نو افغانستانی معتقد است که اگر به تاریخ برگردد و همه اش به این فکر کند که چه شد و چه نشد و چه ها کرد و چه ها نکرد؟ فرصت آینده از دستش خواهد رفت. با این حساب حافظه اش را از دست خواهد داد و آنگهی با ضمیر و حافظه غربال شده و تازه و حافظه متعادل و روان آرام به سراغ زندگی نوگرایانه خواهد رفت.
شاید این انسان اینک متولد شده باشد و شاید خیر بلکه این انسان مال فردا باشد. شاید هم این ایده های نوگرایانه فاقد حافظه تاریخی افغانستانیگی هیچ وقت متولد نشود. اما مطمئناً آن انسانی که در ته تاریخ دنبال تصفیه نزاعهای تاریخی اش است، فرصت زندگی فردا نخواهد یافت. و یکی از ویژگیهای انسان نو این است که آب جوی رفته را هیچگاه به جوی باز نخواهد گرداند. با این فرضیه هیچگاه دوباره به تاریخ نخواهد برگشت. بلکه از همین زمان که این ایده ها را مرور می کند طرح زندگی نوی را در فضای زندگی ترسیم خواهد کرد.
انسان نو افغانستانی حکم صیقلی دارد که تاریخ خودش را صیقل می زند. این توانایی و جسارت و قدرت را دارد که برخلاف میل جریان سحطی آب حرکت کند تا به سمت عمق و ژرفا هدایت شود. این انسان با هرچه عوام زدگی است و یا هر عقل رکاب نمی دهد. این انسان کیمیاگری است که به دست خودش خود و تاریخ آینده و گذشته را تبدیل به طلا می کند.
این بحث همچنان ادامه دارد .
/
افغانستان برعلاوه اینکه میدان جنگ میان غرب و القاعده، غرب و ایران، هندوستان و پاکستان است، دو کشور رقیب "ایران و عربستان" را نیز واداشته است تا درین کشور به تصفیه حساب شان بپردازند.
اداره اوباما با یک معمای قابل حل در افغانستان ، که تعداد محدود افراد شامل در اداره قبلی آن را می دانند؛ مواجه است. امریکا نمی تواند، از مسئله افغانستان صرفنظر کند و یا هم از این کشور خارج شود، اما ادامه استراتژی فعلی ما را به این نقطه خواهند رساند.
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که کمک های در ازای بستن پایگاه هوایی منس و خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان به این کشور پیشنهاد شده است. سوال اینجاست که آیا در صورت خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان و بسته شدن پایگاه منس، روسیه به پرداخت این مبلغ به قرقیزستان مبادرت خواهد ورزید؟
بدنبال نامزد شدن علی احمد جلالی و اشرف غنی احمدزی، آقای کرزی در میان دو گروه رقیب که عبارت از اسلام گراهای پشتون و تیم تکنوکرات این قوم قرار گرفت. کرزی بارها کوشش کرد با حزب اسلامی و گروه طالبان نزدیک شود و از طرفداران این گروه در مقابل تکنوکرات های چون اشرف غنی احمدزی و علی احمد جلالی استفاده کند
دولت افغانستان در محاصره کامل طالبان، سفیر یا نماینده دولت آمریکا، فرمانده آیساف، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان ناتو، پاکستان، هند، ایران، شورای ملی افغانستان، احزاب سیاسی خرد و کلان، گروههای دفاع از حقوق بشرو ... قرار دارد.
شرط نو بودن چیزی ,از کجا آمدن آن چیز نیست
واقعاَ بسیار جالب و خواندنی بود هم ادبی و هم جالب