× نسخه مناسب چاپ
× نسخه مناسب ذخیره
× ارسال به ایمیل دوستان
× نظرات [2]
× اندازه متن: بزرگتر  کوچکتر
× تعداد بازدید: 6549
شنبه، ۲۸ دیماه ۱۳۸۷
قسمت اول
دغدغه های تکراری
حسن این مجموعه در این است که نویسنده، بدون تکلف، ما فی الضمیر خویش را با خواننده اش به اشتراک گذاشته است. خود سانسوری دردنیای امروز ودرمیان نویسندگان هموطن ما بسیار معمول است که آقای پیام بدون هیچ واهمه وهراسی از این مرز گذشته است. به همین خاطر این نوشته یک ریسک هم به شمار می رود، چون نویسنده از قالب های تنگ زمانه فراتر می رود و مکنونات قلبی ودرونی خویش را، آنگونه که خود می خواهد، بیرون می ریزد.
نگاهی به سلسله مقالات « مدل انسان نو افغانستانی»

(قسمت اول)
محمد هدایت
moh.hedayat@gmail.com

دوست فرهیخته و نویسنده توانای کشور، آقای علی پیام، در یک کار جدید و متهورانه، دست به معرفی الگویی از انسان نو افغانی زده است. این کار که به طور مسلسل در نشریه الکترونیکی « افغان پرس» نشر می شود، از جهات بسیاری قابل تامل و در عین حال جذاب است.

من دوست دارم در یک لف و نشر مشوش، ابتدا جذابیت های این کار را متذکر شوم و آنگاه تاملات خود را خواهم آورد. گرچه سلسله مقالات آقای پیام هنوز ادامه دارد، بنا براین بسیاری از قضاوت های ما زودرس خواهد بود. سیاه نگاره های آتی تنها ناظر به شش قسمت از آن مجموعه خواهد بود که نگارنده مطالعه کرده است. همچنین لازم به یاد آوری است که « ان قلت » های ما همزمان با نشر دیگر قسمت های « مدل انسان نو افغانستانی» ، ادامه خواهد داشت.

یک:
سلسله مقالات « مدل انسان نو افغانستانی» یک کار نو وبسیار تازه است؛ تازگی آن نه تنها در محتوایش، بلکه در نحوره ارایه و روانی نوشتار است که البته ریشه در توانایی های نگارشی نویسنده دارد. آقای پیام دراین نوشته نشان داده است که فضا پردازی ایشان بسیار غنی و سرشار از ابداعات ادبی است. به همین خاطر به نظرمن این نوشته بیش از آنکه یک مقاله معمولی باشد، یک متن ادبی است. متنی که جانمایه های صوری آن بیشتر به متون رمان وداستان می ماند. انواع تشبیهات بدیع و ملموس که در سراسر نوشته موج می زند، بیانگر این مطلب است.

دومین حسن این مجموعه در این است که نویسنده، بدون تکلف، ما فی الضمیر خویش را با خواننده اش به اشتراک گذاشته است. خود سانسوری دردنیای امروز ودرمیان نویسندگان هموطن ما بسیار معمول است که آقای پیام بدون هیچ واهمه وهراسی از این مرز گذشته است. به همین خاطر این نوشته یک ریسک هم به شمار می رود، چون نویسنده از قالب های تنگ زمانه فراتر می رود و مکنونات قلبی ودرونی خویش را، آنگونه که خود می خواهد، بیرون می ریزد.
سومین حسنی که یوسف داشت ودانستم، این است که مخاطبش را به پوست اندازی دعوت می کند و با درکنار هم گذاشتن نمونه هایی از انسان سنتی افغانی و انسان کشف ناشده ای که در ذهن نویسنده است، این ضرورت را به خوبی بیان می کند و مخاطب خود را قانع می سازد که برای یک لحظه هم که شده ، حد اقل چند لایه از لایه های زمخت ذهنی – موروثی خویش را از تن خاطر خسته اش، بدر کند و با نگارنده همراه شود.

چهارمین وشاید مهم ترین برجستگی این مجموعه دراین باشد که بی تحکم سخن و تنها از منظر خود سخن می گوید. به این معنا که بدون آنکه از افعال «امری» استفاده کند، تنها از انسان متصور خود حرف می زند و هیچگاه نمی گوید که ما باید چنین وچنان کنیم.

یکی دیگر از برجستگی های آن نوشته در این است که نگارنده، بدون ارجاع دادن های مکرر وملال آوربه منابع وماخذ که بسیار معمول است، بجزدر مواردی اندک، پروزه خود را به پیش می برد و همین مساله بر شیرینی کار می افزاید.
وکلام آخر دراین قسمت آنکه، انسان بما هو انسان، دراین نوشته مد نظر است. به این معنا که نگارنده تلاش کرده است تا هم مدلی که ارایه می کند، یک انسان باشد، خالی از هر رنگ و بو و مخاطبش هم انسان باشد، بی هیچ تعلقی. این مساله نشان می دهد که نویسنده خود بر پیرایش ذهن و خاطر خود بسیار کوشیده است و بر بسیاری ازپیش فرض ها و پیش داشته های ذهن خود فایق آمده است.

دو:
با تمام آنچه گفته آمد، سلسله مقالات « مدل انسان نوافغانستانی»، مانند هرنوشته واثر دیگری، خالی از تامل نیست. مهم ترین نکاتی را که به ذهن مشوش من رسیده است ، در این جا می آورم، امیدوارم که کمترین اثر بی ادبی من به مقام بلند دوست فرهیخته ام، «پیام» ، سهمی ، هرچند، اندک در مسیر دیالوگ وگفتگوباشد. مرادم از دیالوگ آن چیزی نیست که گاهی سیاست مداران ما از آن سخن می گویند؛ ترکیب خنده داری به نام « دیالوگ بین الافغانی». چون در دیالوگ بین الافغانی، هرکسی وقتی برسر میز گفتگو می نیشیند، یک دشنه، یک خنجر، یک هفت تیر، یک عصا وحتی شاید یک لنگه کفش در پشت، پنهان دارد وبه محض کمی غفلت از طرف مقابل، آن را با تمام مهارتش به کار می گیرد. پس مرادم از دیالوگ آن چیزی است که در برابر « مونولوگ» می نیشیند و دقیقا متضاد همین دیالوگ بین الافغانی است. مرادم از دیالوگ، دیالوگ میان دوتا انسان فرانسانی و کشف ناشده و مجردی مثل انسانی که آقای پیام تصور کرده است، هم نیست. چون دیالوگ انسان های مجرد، دست نیافتنی است و غیر ممکن.

در هرحال مواردی را که می توانم به عنوان موارد قابل تامل درنوشته دوست عزیزم، پیام، یاد آور شوم، موارد آتی است.
این نوشته ادامه دارد......
/
عربستان و طرح بازگرداندن طالبان
افغانستان برعلاوه اینکه میدان جنگ میان غرب و القاعده، غرب و ایران، هندوستان و پاکستان است، دو کشور رقیب "ایران و عربستان" را نیز واداشته است تا درین کشور به تصفیه حساب شان بپردازند.
استراتژی برای موفقیت در افغانستان
اداره اوباما با یک معمای قابل حل در افغانستان ، که تعداد محدود افراد شامل در اداره قبلی آن را می دانند؛ مواجه است. امریکا نمی تواند، از مسئله افغانستان صرفنظر کند و یا هم از این کشور خارج شود، اما ادامه استراتژی فعلی ما را به این نقطه خواهند رساند.
تعطیلی پایگاه هوایی منس؛ از نمایش تا واقعیت
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که کمک های در ازای بستن پایگاه هوایی منس و خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان به این کشور پیشنهاد شده است. سوال اینجاست که آیا در صورت خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان و بسته شدن پایگاه منس، روسیه به پرداخت این مبلغ به قرقیزستان مبادرت خواهد ورزید؟
دست کرزی و دامان پیر
بدنبال نامزد شدن علی احمد جلالی و اشرف غنی احمدزی، آقای کرزی در میان دو گروه رقیب که عبارت از اسلام گراهای پشتون و تیم تکنوکرات این قوم قرار گرفت. کرزی بارها کوشش کرد با حزب اسلامی و گروه طالبان نزدیک شود و از طرفداران این گروه در مقابل تکنوکرات های چون اشرف غنی احمدزی و علی احمد جلالی استفاده کند
نگاهی به دلایل آمدن و رفتن آقای کرزی
هرکسی که بیاید "کرزی" است
دولت افغانستان در محاصره کامل طالبان، سفیر یا نماینده دولت آمریکا، فرمانده آیساف، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان ناتو، پاکستان، هند، ایران، شورای ملی افغانستان، احزاب سیاسی خرد و کلان، گروههای دفاع از حقوق بشرو ... قرار دارد.
نظرات [2]
مهدی    جمعه، ۲ اسفند ۸۷ :: ۱۱:۲۶ صبح
نوشته های آقای پیام جالب است و مه می خواهم که شما نیز به وبلاگ سری بزنید و وبلاگم را در قسمت پیوند های تان بگذارید. من هم چیزهای در باره دایکندی می نویسم.
احمد    شنبه، ۲۸ دی ۸۷ :: ۱۰:۵۹ بعدازظهر
به گفته ایرانی ها ای ول! این دایکندی چه گفتمانی راه انداخته اند. کاش همه از اینها یاد بگیریم بابا.



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
 جمعه، 28 حوت 1388
Friday, March 19, 2010
خبرنامه
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .


عضویت لغو عضویت
تبلیغات
Afghan Press
آمار و اطلاعات
بازديد امروز:219
بازديد ديروز: 204
بازديد از ابتدا:743600
بازدید کننده آنلاین: 5