قبلی »
اخبار
« بعدی
× نسخه مناسب چاپ
× نسخه مناسب ذخیره
× ارسال به ایمیل دوستان
× ارسال به یاهو مسنجر
× نظرات [0]
× اندازه متن: بزرگتر  کوچکتر
× تعداد بازدید: 13884

علی پیام
شنبه، ۲۱ جدی ماه ۱۳۸۷
مدل انسان نو افغانستانی - قسمت ششم
انسان نو افغانستانی؛ در جستجوی کشف و خوانش خودش
مودل نو انسان افغانستانی را از روی چه الگویی باید تراشید؟ این، یکی از اساسی ترین سؤالهای من است. این سنگراش کجاست؟ و این معماری که از خاک و آب = گل، بنای محکمی می سازد تا از باد و باران و سرما و تگرگ در امان باشیم، آیا می تواند بنای معرفتی انسان افغانستانی را پی ریزی کند که این هویتهای متفرق و نا متجانس را در یک پوستین جمع کرد؟ آیا مودل انسان افغانستانی در همین آب و خاک و در همین جغرافیای انسانی، تاریخی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است؟
مدل انسان نو افغانستانی
قسمت ششم

علی پیام
Payam.44@gmail.com

بحث انسان نو افغانستانی در این مقال و در این مجال، کشف و خوانش من خودم است. این من که عضو جامعه جهانی و شهروند افغانستانی هستم و در جهان امروزی با تمام رنگهایش که همه چیز در جدال و کشاکش مباحثات معرفتی مستغرق است اما این من، مفهوم گم شده و گم گشته ای هست بدون هیچ مودلی و بدون مهندسی هیچ نظم و قاعده و نمونه ای. آیا این من تمثیلی در این کشاکش معرفتی و انسان شناختی کیست؟ و چیست؟ آیا این انسان، کهنه است و یا نو؟ آیا چه تعاریفی بر انسان نو بار است؟ و چه تعاریفی بر انسان کهنه؟ و این طبقه بندیها چه رازی را برملا می کند؟ این بحث، پرده برداشتن از راز معرفتی و شناخت من خودم در منظومه انسان به ما هو انسان که در گستره این کره خاکی بودوباش دارند است. و این من خودم را امروز بر روی شانه هایم سوار کرده ام و برده ام در نهانگاه ترین ممکن زمان و جهان و خود را در برابر پرسشهای اساسی معرفتی قرار داده ام. و سپس نسل همقراغ خودم را در این پرسشهای اساسی به مشارکت فرا می خوانم. و این فراخوان و این بیانیه ام را برای همگان نسل هم فکرم ابلاغ می کنم.

روی این جهت است که می خواهم خودم را در کشاکش جنجالهای معرفتی کشف کنم و هویتم را برای خودم مسجل کنم: آیا کیستم؟ و چیستم؟ نو هستم یا کهنه؟ و آیا چه مودلی می تواند مرا به سرزمین بی نهایتهای انسانی عروج بدهد. و آن مودل چیست؟ و آن مهندسی کدام است؟ و آن فرمول چیست؟ و آیا می توان برای این هویت گم شده و سرگردان نسخه پیچی کرد؟ نسل حیرانی که در سر چهار راه معرفتی در جستجوی رازی است که کیمیایش بسازد. و این منم "جس" ی که به دنبال طلا شدنم هستم. و این منم به دنبال رازی که از خاک کیمیایم بسازد و از انسان بی مودل افغانستانی مودل نوی درست کند.

به عبارت دیگر من، من نوعیی نسلم هستم. کشف وخوانش معرفتی نسلی که هریک در هویتهای ناتعریف شده ای دچار سرگردانی است. انسان محکوم در جغرافیای انسان افغانستانی در سر چهارسوی بی هویتی محتوم. این انسان بی مودل هیچ گزینه ای در خط و مشی استراتژیک خودش ندارد. مودلهای نا تعریف شده ای در دسترخوان ذهنش پهن هست که در این نوشته به ترتیب نمونه هایی از آن را می نویسم.

مودل نو انسان افغانستانی را از روی چه الگویی باید تراشید؟ این، یکی از اساسی ترین سؤالهای من است. این سنگراش کجاست؟ و این معماری که از خاک و آب = گل، بنای محکمی می سازد تا از باد و باران و سرما و تگرگ در امان باشیم، آیا می تواند بنای معرفتی انسان افغانستانی را پی ریزی کند که این هویتهای متفرق و نا متجانس را در یک پوستین جمع کرد؟ آیا مودل انسان افغانستانی در همین آب و خاک و در همین جغرافیای انسانی، تاریخی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است؟ این نسخه را چگونه باید بپچیم؟ این نسخه پیچ کیست؟ و از روی کدام کتابی نوشت؟ این، سؤالهای اساسی بعدی من است. آیا دیوژن، حکیم بزرگ باستان راز جستجوی انسان نو را کشف کرده بوده است که در روز روشن "گرد شهر همی گشت با چراغ"، تا در روز روشن و در روشنی چراغ بتواند مودل انسان نو را بیابد؟

مودل انسان نو افغانستانی این دیار خاک و جنگ و خشونت و طالبان و نیکتایی و مفاهیم جدید و تریاک و تفنگ و نیروهای آیساف و انتحار و انفجار و تاریخ پر از غازیها و سکه های تقلبی و میراثداری قتلها و ترورهای قبیله ای و مذهبی و دینی و حذف و ارتداد همدیگر، کفر خوانیها و فتواها، تعصبها و خشونتها و قرائتهای نوین از سیاست، اقتصاد، روابط اجتماعی، دین و حقوق بشر و انکشاف متوازن و استراتژی انکشاف ملی و عدالت اجتماعی و مناسبات سیال جهانی چه انسانی هست؟

این بحث به گونه ای حقیقت یابی نیز محسوب می شود. حقیقتی که در لایه های نا تعریف شده پنهان است. تعریف درست و دقیق از انسان نو همه چیزش را تحت تأثیر قرار می دهد: سیاست، اقتصاد، فرهنگ، فلسفه و کلام و اعتقادات به انسان و ماحولش. روی این ملحوظ ضرورت دارد تا این من، با تمام تعلقات پیرامونی و وابستگیهایش چه در ساحه فردی و چه در بعد گروهیش در یک تعریف درست حقیقت یابی گردد.

شاید اگر سخن را از مهندسی اجتماعی شروع کنیم بهتر و مفهوم تر باشد. مهندسی اجتماعی شبیه به خانه سازی است قطعا و ناگزیر. در خانه سازی استای استادکار و معمار و مهندس و نیروی عامل با مصالح موجود خانه ای می سازند در خور تحسین و یا حد اقل درخور استفاده که اعضای خانواده از گزند بلیات ارضی و سماوی محفوظ بمانند. همین مفهوم مهندسی اجتماعی ابتدای جنجال و مباحثه است اینکه جامعه افغانستانی حداقل هم نسل من در کدام فرایند مهندسی فرمولیزه شده است؟ از ارائه یک فرمول اگر بگذریم ابتدای بحث همین است که برای نسل این من و یا من های انسان افغانستانی چه تعریفی از انسان، حکومت، فرهنگ، اقتصاد، نو بودن و کهنه بودن و اضلاع سه گانه تاریخی یعنی ماضی و حال و مضارع را ترسیم شده است؟ منظور این قلم بحث در تنوع انگاره های فرهنگی، عناصر فرهنگی، کارکردهای جلوه های گوناگون یک جامعه دینامیکی نیست بلکه بحث در اصل معرفت شناسی است. این درست است که جامعه افغانستان نهاد اجتماعی هزار رنگ و هزار خورشید و هزار بافت و هزاران تنوع زبانی، قومی، مذهبی و غیره است. بلکه هدف از بحث ارایه یک قدر جامع و یک قدر مشترک مفید معرفتی است که هویت خود و هم نسلانم را در آن به وضوح متجلی بیابم.

حد اقل مطلب، این من، نماینده نسلی است که برداشتهای متفاوت انسان افغانستانی را تجربه کرده است. هویت بی هویتی در دل تاریخ که ذهنش خالی از مودل نو است. مدلی که بتواند نه الگوی تمام عیار بلکه حداقل این انسان را هجده عیارش بسازد. این است که انسان نو افغانستانی در جستجوی هویت گم شده و گم گشته اش می گردد تا خودش را بیابد و خودش را در آئینه خودش بنگرد. انسان نو افغانستانی اولین کاری که می کند، با خودش تصفیه حساب می کند. به این معنا که خودش را در سنجش خردش قرار می دهد. ابتدائاً نهادش را از هرگونه داشته ها تخلیه می کند و پاک می سازد شبیه به چاهی که لایه روبی می کند. سپس آب زلال و گوارای بلبلک می کند و هر تشنه ای را سیراب می کند.
این تلاش جستجوگرانه یکی از ویژگیهای انسان نو افغانستانی است. زیرا که انسان نو افغانستانی همواره خودش را ورق می زند. دایماً تاریخش را صفحه به صفحه تورق می کند تا عمق انتهای خودش را از لابلای اوراق باران خورده پیدا کند. این انسان خودش را از سر چهار راه موهوم به افقهای معرفت می رساند.
/
عربستان و طرح بازگرداندن طالبان
افغانستان برعلاوه اینکه میدان جنگ میان غرب و القاعده، غرب و ایران، هندوستان و پاکستان است، دو کشور رقیب "ایران و عربستان" را نیز واداشته است تا درین کشور به تصفیه حساب شان بپردازند.
استراتژی برای موفقیت در افغانستان
اداره اوباما با یک معمای قابل حل در افغانستان ، که تعداد محدود افراد شامل در اداره قبلی آن را می دانند؛ مواجه است. امریکا نمی تواند، از مسئله افغانستان صرفنظر کند و یا هم از این کشور خارج شود، اما ادامه استراتژی فعلی ما را به این نقطه خواهند رساند.
تعطیلی پایگاه هوایی منس؛ از نمایش تا واقعیت
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که کمک های در ازای بستن پایگاه هوایی منس و خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان به این کشور پیشنهاد شده است. سوال اینجاست که آیا در صورت خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان و بسته شدن پایگاه منس، روسیه به پرداخت این مبلغ به قرقیزستان مبادرت خواهد ورزید؟
دست کرزی و دامان پیر
بدنبال نامزد شدن علی احمد جلالی و اشرف غنی احمدزی، آقای کرزی در میان دو گروه رقیب که عبارت از اسلام گراهای پشتون و تیم تکنوکرات این قوم قرار گرفت. کرزی بارها کوشش کرد با حزب اسلامی و گروه طالبان نزدیک شود و از طرفداران این گروه در مقابل تکنوکرات های چون اشرف غنی احمدزی و علی احمد جلالی استفاده کند
نگاهی به دلایل آمدن و رفتن آقای کرزی
هرکسی که بیاید "کرزی" است
دولت افغانستان در محاصره کامل طالبان، سفیر یا نماینده دولت آمریکا، فرمانده آیساف، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان ناتو، پاکستان، هند، ایران، شورای ملی افغانستان، احزاب سیاسی خرد و کلان، گروههای دفاع از حقوق بشرو ... قرار دارد.
نظرات [0]



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
 سه شنبه، 20 دلو 1388
Tuesday, February 9, 2010
تبلیغات
Afghan Press
خبرنامه
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .


عضویت لغو عضویت
آمار و اطلاعات
بازديد امروز:29
بازديد ديروز: 298
بازديد از ابتدا:726367
بازدید کننده آنلاین: 1