× نسخه مناسب چاپ
× نسخه مناسب ذخیره
× ارسال به ایمیل دوستان
× نظرات [0]
× اندازه متن: بزرگتر  کوچکتر
× تعداد بازدید: 13787

علی پیام
چهارشنبه، ۱۱ دیماه ۱۳۸۷
مدل انسان نو افغانستانی - قسمت چهارم
نو سازی حافظه جمعي و تاريخي
تفکر پوپری ایجاب می کند که نبايد حافظه تاريخي و حافظه جمعي و ذهن افغانيگي و ذهنهاي مکروبي جامعه افغانستان را کلا پاک کنيم زیرا آن وقت ذهن و روان و حافظه خالي و تهي و صاف خواهیم داشت. به گفته پوپر ذهني اينگونه تهي شده و پاک شده و خالي تنها يک ذهن خالص افغانيگي نخواهد بود بلکه آن وقت ذهن کاملا خالي و عاري از هر گونه محتوا خواهد بود.
مدل انسان نو افغانستانی

قسمت چهارم

علی پیام
Payam.44@gmail.com

کارل ریموند پوپر گفته است که "قاعده {فرانسیس} بيکن آن بود که خود را از همه نظريه ها تهي سازيد. اما ذهني که اينگونه تهي شده تنها يک ذهن خالص به شمار نمي آيد بلکه ذهن کاملا خالي از هر محتوا محسوب مي شود."*
کدام یک از این دو قاعده متناسب با حافظه جمعی و خاطره جمعی افغانستانیهاست؟ انسان افغانستانی هم فکر من کدام یک را می پسندد؟ انسان نو افغانستانی که در فرداهای تاریخ رو به افقهای روشن آینده زیست می کند، بیکنی باشد یا پوپری؟ اگر بیکنی باشد باید حافظه اش را صاف کند و بشوید و ذهن را فورمت کند. روز از نو و زندگی از نو. اگر پوپری باشد، ذهنش را نوسازی می کند و طبقه می نماید و فایلهای ویروسی را حذف می کند.

قبل از شروع هر بحثی سؤالي که قابل طرح می باشد اين است که اين دو ديدگاه را با وضعيت و شرايط حافظه تاريخي و جمعي مردم افغانستان چگونه مي توانيم تحليل کنيم؟ به هر حال، قبل از هر حکم و داوری و اظهار نظری شایسته است تا با ذهن خالي از پیشداوری اين دو ديدگاه را خوب تحليل کنيم و سپس با شرايط و اوضاع ذهني و روحي خود و هم وطنان ما تطبيق بدهيم.

اگر تمام حافظه و محتواي ذهني مردم افغانستان را خالي کنیم، آن وقت ما مردمي خواهیم داشت با حافظه نو و با ظرفيت نو و ذهن نو و شروع نو. با این ملاحظه که اين ذهنهاي میکروبي و حافظه هاي انباشته از پرونده هاي جنگ و قساوت و از ميدان بيرون کردن ديگران، ديگر گريزيها، نا بردباريهاي جوانمردانه، درگيريهاي زباني و مذهبي و قومي به درد هيچ چيزي نمي خورد جز پاک کردن و سپس به آشغالداني ريختن؛ قطعاً نظریه بیکنی متناسب حال افغانستانیها خواهد بود. در این تحلیل حافظه تاريخي و خاطره جمعي مردم افغانستان مخل نظم افغانيگي و زندگي مردم پسند و خلق برابر می باشد.

تفکر پوپری ایجاب می کند که نبايد حافظه تاريخي و حافظه جمعي و ذهن افغانيگي و ذهنهاي مکروبي جامعه افغانستان را کلا پاک کنيم زیرا آن وقت ذهن و روان و حافظه خالي و تهي و صاف خواهیم داشت. به گفته پوپر ذهني اينگونه تهي شده و پاک شده و خالي تنها يک ذهن خالص افغانيگي نخواهد بود بلکه آن وقت ذهن کاملا خالي و عاري از هر گونه محتوا خواهد بود.

اما ذهنهای میکروبی و ویروس زده حافظه جمعی و خاطره گروهی افغانستانیگی به طرز وحشتناک فاسد شده است از بین رفته است. و اين حافظه و ذهنهای مختل شده مانع بروز و نشو و نماي هرگونه تفکر مثبت و مفکوره انساني است. پس با اين حافظه آلوده و مکروبي و عفوني چه کنيم؟

حافظه جمعی و خاطرات مشترک پیوند جاودانه و تاریخی مردمی است که دارای وحدت تأثیر هستند. انسان نو مدل مورد نظر من این چنین انسانی است. یعنی هرگاه به تاریخ و حافظه جمعی و خاطره های گذشته مراجعه می کند موجب صمييت تاریخی اش مي شود. اين خاطرات مشترک زنجيري است که همگي در آن به نخ کشيده شده است درست شبيه به دانه تسبيحي که اگر رشته و يا نخ بگسلد و يا قطع شود موجب از هم پاشيدگي و در هم ريختگي تسبيح مي گردد.

انسان مدل نو مورد نظر من حافظه جمعي مشترکی دارد که هر يک از لحظات تاريخي موجب کمال عضو ديگر است. اما انسان کهنه افغانستانی هرگاه به حافظه تاريخي و خاطرات جمعي و بايگاني ذهن و حافظه اش مراجعه کند احساس خودماني و صميميت و اشتراک و همزيستي و هم آوايي و همگرايي نمي کند که هيچ بلکه احساس عداوت و قساوت و خشونت و حذف و دفع و رفع و تخريب و تحميل عقايد و تفکر خود بر ديگران و انکار و رد عقيده ديگران و تصفيه خوني و قومي و زباني و مذهبي فاصله ها را زيادتر و زيادتر مي سازد. روي اين جهت بود که تفکر بیکنی می خواهد تا کليه حافظه جمعي و تاريخي مردم افغانستان را يک شبه ديلت و حذف مي کند و آن وقت حافظه و روان و روحهاي انسان افغانستانی شسته و پاکيزه و آب پاشي شده و ستره می شود. آنگاه ایوان ذهنهای انسانهای افغانستانی آب پاشی شده و معطر خواهد بود.

انسان کهنه افغانستانی دايم در غم اين است که تن بر سر هم وطنش نباشد. و انسان نو مورد نظر من معتقد است که اگر در حافظه جمعي و تاريخي و ذهن و روان مردم تغيير ايجاد نشود، زندگی شان مدام شبیه به کشتی طوفان زده ای خواهد بود که در ساحل آرامش نخواهد رسید و روي زندگي آرام را نخواهد ديد.

ذهنها و حافظه جمعي و خاطرات تاريخي افغانستانهای کهنه افغانستانی (که قدرت و شجاعت و مهارت تغییر و تجدید و ندارد) شبيه به تخته هاي سياه مکاتب و مدارس است. و حافظه و ذهن انسان نو مورد نظر من شبیه به تخته هاي وايت بردی می ماند که با قشنگی می توان مضامين و مفاهيم انسانی را با رنگها و طرحهاي متنوع کشید. در اين تجربه، انسانهای نو مدل من با رنگها و طرحهایشای شان به راحتي رابطه برقرار مي سازند و رنگهاي متنوع در زمينه سفيد دلچسپ تر و راحت تر خواهد بود. بنابر اين در صورت تهي سازي، حافظه جمعي و فردي و ذهن و روان تاريخي مصداق همان تخته هاي سياهي است. ولی اين تخته سفيد همان ذهنهاي خالي و تهي و سفيدي است که بيکن اشاره مي کند. و همان تخته هاي سفيد در واقع بنيادهاي نو ذهني و حافظه جمعيي است که بيکن به آن معتقد است.

تخته های سیاه ذهنهاي میکروبي و ویروسی انسان کهنه افغانستانی با تباشيرهاي خون و رنگهاي سرخ و خطوط و اشکال کينه و جنگ و از ميدان بيرون کردن و حذف و نفي ديگران و ناسازگاريهاي وحشيانه و خشونت نوشته مي شده است و نقشهاي بر تخته هاي سياه ذهن آنان، منقش مي شده است. و در این صورت به جاست که بيکن بنياد ذهن خالي از هر نظريه را مطرح کند.

اما انسان نو افغانستانی مدل من حافظه جمعي و حافظه تاريخي خود را طبقه بندي می کند و در جريان طبقه بندي معلومات تاريخي و جمعي، بخشي از معلومات و داده ها را بر اي عبرت، بايگاني می کند و با حفط معلومات و انباشته هاي تاريخي که در ذهن خود بايگاني کرده است خود را به فراموشي می زند. آن وقت با ذهن طبقه بندي شده و در حافظه بايگاني سپرده شده به استقبال زندگي نو و خاطره نو افغانستاني می رود. آن وقت نخستين گامهاي ملت سازي را بر می دارد و آن وقت علايق و خاطرات مشترک و حافظه پلوان شريکی شکل و شمایل می گیرد.

* کارل ریموند پوپر/علی پایا، اسطوره چارچوب، طرح نو، چ2، 1384، ص18، مقدمه کتاب
/
عربستان و طرح بازگرداندن طالبان
افغانستان برعلاوه اینکه میدان جنگ میان غرب و القاعده، غرب و ایران، هندوستان و پاکستان است، دو کشور رقیب "ایران و عربستان" را نیز واداشته است تا درین کشور به تصفیه حساب شان بپردازند.
استراتژی برای موفقیت در افغانستان
اداره اوباما با یک معمای قابل حل در افغانستان ، که تعداد محدود افراد شامل در اداره قبلی آن را می دانند؛ مواجه است. امریکا نمی تواند، از مسئله افغانستان صرفنظر کند و یا هم از این کشور خارج شود، اما ادامه استراتژی فعلی ما را به این نقطه خواهند رساند.
تعطیلی پایگاه هوایی منس؛ از نمایش تا واقعیت
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که کمک های در ازای بستن پایگاه هوایی منس و خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان به این کشور پیشنهاد شده است. سوال اینجاست که آیا در صورت خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان و بسته شدن پایگاه منس، روسیه به پرداخت این مبلغ به قرقیزستان مبادرت خواهد ورزید؟
دست کرزی و دامان پیر
بدنبال نامزد شدن علی احمد جلالی و اشرف غنی احمدزی، آقای کرزی در میان دو گروه رقیب که عبارت از اسلام گراهای پشتون و تیم تکنوکرات این قوم قرار گرفت. کرزی بارها کوشش کرد با حزب اسلامی و گروه طالبان نزدیک شود و از طرفداران این گروه در مقابل تکنوکرات های چون اشرف غنی احمدزی و علی احمد جلالی استفاده کند
نگاهی به دلایل آمدن و رفتن آقای کرزی
هرکسی که بیاید "کرزی" است
دولت افغانستان در محاصره کامل طالبان، سفیر یا نماینده دولت آمریکا، فرمانده آیساف، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان ناتو، پاکستان، هند، ایران، شورای ملی افغانستان، احزاب سیاسی خرد و کلان، گروههای دفاع از حقوق بشرو ... قرار دارد.
نظرات [0]



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
 شنبه، 29 حوت 1388
Saturday, March 20, 2010
خبرنامه
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .


عضویت لغو عضویت
تبلیغات
Afghan Press
آمار و اطلاعات
بازديد امروز:134
بازديد ديروز: 276
بازديد از ابتدا:743791
بازدید کننده آنلاین: 3