× نسخه مناسب چاپ
× نسخه مناسب ذخیره
× ارسال به ایمیل دوستان
× نظرات [0]
× اندازه متن: بزرگتر  کوچکتر
× تعداد بازدید: 914

علی پیام
جمعه، ۱۵ آذرماه ۱۳۸۷
به مناسبت نشر کتاب گل سرخ دل افگار
قمار نویسندگی
مجموعه داستان "گل سرخ دل افگار" بین خوف و رجا قرار دارد. از یک طرف به خاطر بهره برداریها از افسانه ها و قصه های عامیانه افغانستان خواننده را رجامند می سازد و این نوع کار تجربیات قابل توجهی را نوید می دهد. و به نحوی رائحه تجربیات کارهای از جنس تجربیات رئالیسم جادویی را نوید می بخشد. اما از طرف دیگر این خوف را نیز زنده می کند که نویسنده در دام بازنویسی قصه ها و افسانه های عامیانه گرفتار نشده باشد.
علی پیام
Payam.44@gmail.com

"گل سرخ دل افگار" عنوان تازه ترین اثر داستانی محمد جواد خاوری است که در همین تازگیها روی پیشخوان کتابفروشیها قرار گرفته است. این مجموعه شامل 9 داستان کوتاه است. مجموعه مذکور از آنجا که آخرین اثر داستانی نویسنده است، باید آخرین تجربیات نویسنده را نیز انتقال بدهد.

این مجموعه داستان بین خوف و رجا قرار دارد. از یک طرف به خاطر بهره برداریها از افسانه ها و قصه های عامیانه افغانستان خواننده را رجامند می سازد و این نوع کار تجربیات قابل توجهی را نوید می دهد. و به نحوی رائحه تجربیات کارهای از جنس تجربیات رئالیسم جادویی را نوید می بخشد. اما از طرف دیگر این خوف را نیز زنده می کند که نویسنده در دام بازنویسی قصه ها و افسانه های عامیانه گرفتار نشده باشد. در نگاه نخست چنین به نظر می رسد که برخی از داستانهای این مجموعه مانند داستان "خواب پادشاهی"، "چهار طرف قبله" و "گل سرخ دل افگار" ذهنیت بازسازی افسانه ها و قصه های عامیانه را در ذهن خواننده زنده می کند. این ذهنیت در برخی داستانهای این مجموعه به حدی است که گویا نویسنده لباس فاخر امروزی را به تن شخصیتهای قصه ها و حکایات و افسانه ها پوشانده باشد.
روی جلد کتاب گل سرخ دل افگار
این شک و تردیدها و خوفها بیشتر از آنجا ناشی می شود که فکر می کنی نویسنده این لباسهای فاخر و عصری را نتوانسته به طور ماهرانه به جان شخصیت داستان "چهار طرف قبله" و یا همان قهرمان حکایتی که به نام نجف مارخور معروف است، بپوشاند. و وقتی که با شخصیت غیر فعال و صامت داستان "حاجی بیو" رو به رو می شویم، حکایت مردی را که بارها در مناطق مرکزی افغانستان شنیده ایم به خاطر می آوریم. شاید هر منطقه ای این حکایت را به خودشان منسوب بداند. حکایت مرد اسب سوار که الخاتو پشت سرش سوار می شود.

نمونه دیگر خوف را در "خواب پادشاهی" ملاحظه می کنیم. آنجایی که ماده گاو صحبت می کند. اگرچند صحبت ماده گاو در این داستان شبیه به صحبت باد در داستان پائلوکوئیلو است، منتها لباس فاخری که کوئیلو بر تن قهرمان "کیمیاگر" اثر عارفانه اش داده است، بدون عیب و ایراد است. در آنجا کسی در شک و تردید قرار نمی گیرد و نمی گوید که این لباس فاخر و آن اندام قهرمان قدیمی برازنده نیست. لذا خطری که کار خاوری را تهدید می کند این است که تصور بازسازی افسانه ها و قصه های مردمی و عامیانه را در ذهن خواننده زنده می کند به گونه ای که ریتم و آهنگ داستان "خواب پادشاهی" در حکایت گونگی و قصه مانندی خیلی غلو شده است.

شخصیتها در برخی از داستانهای این مجموعه خیلی غیر فعال و بی حرکت و صامت اند. به حدی که در داستان "شیون" ردپای شخصیت داستان گم می شود. آن وقت داستان در خلاء سیر می کند. وقایع رخ می دهد اما بدون حضور شخصیت.
در این مجموعه گاهی تناقضهایی نیز به چشم می خورد. مثلا در داستان شیون آنجایی که تفنگ دهان پر صدا می کند سپس دود بلند می شود با فضای موجود داستان نمی خورد. زیرا که تفنگ دهان پر مربوط به دهه های خیل قبل است در حالی که زمان روایت زمان حال است. برخی از داستانهای مجموعه مذکور خیلی گزارشی و روایتی است. شکل روایت گاهی به درجه ای است که شخصیت را تحت تأثیر قرار می دهد و حضور شخصیت را محو می کند.

اما یقیناً خطر و خوف بازسازی حکایتها و افسانه های عامیانه و عدم تناسب آن اندامهای کرکترهای حکایتی و افسانه ای و این لباسهای فاخر از ارزش داستانهای مجموعه خصوصاً "شبی که نیکه را سایه گرفت"، "عشق بازی" و "گدایان گنج مقدس" نمی کاهد. استفاده از ادبیات شفاهی و داستانهای عامیانه را می توان از برجستگیهای بارز کار خاوری در این مجموعه دانست.
محمد جواد خاوری و دختر کوچکش
از دیگر ویژگیهای این مجموعه نثر روان و داستانی و زبان داستانی و سلیس نویسنده است. داستانهای این مجموعه بهم پیوسته اند و شخصیتها به شکل زنجیره ای تکرار می شوند. هریک از داستانها در عین حال استقلال باهم پیوند و رابطه روحی دارند. اکثرا داستانها در اطراف کوه میخ رخ می دهند. کوه میخ که نام یکی از داستانها نیز هست، در این داستان مرکز زمین است. یکی از خوبیهای داستانهای این مجموعه نیز همین است. وقتی که داستانها را می خوانیم و تمام می کنیم درواقع کوه میخ را هویت مردمی می دانیم که در آنجا زیست و زندگی دارند.

خاوری تنها داستان نویس نیست. وی علاوه بر داستان نویسی پژوهشگر فرهنگ عامیانه، هنرمند خوشنویس، اهل مطبوعات نیز هست و در رشته های گوناگون مانند ادبیات عرب، علم منطق، فلسفه، تفسیر، فقه و علم اصول و کلام دانش آموخته است و در حوزه های مختلف ادبی مطالعه کرده و تجربیات اندوخته است. وقتی که ازش می پرسم بغیر از گل سرخ دل افگار چه کارهایی کرده است؟ و مشغول چه کارهایی هست؟ می گوید که کتاب تحقیقی دیگری در حوزه فرهنگ بومی (folklore) به دست انتشارات "چشمه" دارد. و اکنون مشغول نوشتن داستان بلندی است که تا کنون بخشهایی از آن را نوشته است.

خاوری این روزها فقط یک دغدغه دارد و یک دلگرمی و یک تشویش و آن نوشتن و اتمام داستان بلندش است که به نظرش کار جالبی خواهد بود. اگر وی به کارهای بعدی اش امیدوار است، بعید نیست. زیرا کارنامه اش در سالهای پیشین در عین تنوع و تکثر، سنگین و درخور تأمل است. به تعبیری وی کسی است که در حوزه فرهنگ بومی (folklore) کتابهای چون "دوبیتی های هزارگی"، "امثال و حکم مردم هزاره" (شامل ضرب المثلهای مردم هزاره)، "پشت کوه قاف" (مجموعه افسانه های هزارگی) در کارنامه اش ثبت است. در کارهای آفرینش ادبی وی قبل از گل سرخ دل افگار مجموعه داستانی دیگری را نیز با عنوان "گزیده ادبیات معاصر" نشر کرده است. همچنین مجموعه داستان نویسندگان مهاجر با نام "سنگ ملامت" را با همکاری یکی از دوستانش نیز قبلا گردآوری کرده و نشر کرده است. علاوه بر اینها هنر خوشنویسی را تا درجه "عالی" در انجمن خوشنویسان فراگرفته است، البته که اکنون کار خوشنویسی نمی کند، اما دست داشتن به این هنر متعالی روحیه هنرمندانه وی را به نمایش می گذارد.

محمد جواد خاوری یک فعال عرصه مطبوعات نیز هست. حداقل از یک دهه به این طرف با دوستان نویسنده و اهل ذوقش فصلنامه های ادبی و هنری و فرهنگی "دردری" و "خط سوم" را در عرصه فعالیتهای مطبوعاتی به پیش برده است. علاوه بر این همکاری با دانشنامه بزرگ فارسی را نیز در سابقه کاری اش دارد.
کتاب های که خاوری نوشته است
گستردگی کار و تنوع قلمروهای کاری خاوری شاید موجب شده است که نیرویش را متفرق بسازد. اما وی مرد ذوق و کشش روحی خودش و تابع کشش درون خودش است. هر آن چیزی را که خودش ثواب می داند می پسندد نه آن چیزی را که سکه رایج بازار است. از رویه و عملکردش نیز پیداست که تابع دل و ذوقش هست. اگر این طور نمی بود، در بدل نویسندگی خیلی از چیزها و ارزشها را قمار نمی زد. به عنوان مثال سالها قبل وقتی که در مقطع لیسانس تحصیل می کرد با پرداخت جریمه سنگینی عنان تحصیل را رها کرد و روانه بیانهای نوشتن داستان گردید. همچنین در سالهای آخر پس از چند جلسه حضور در مقطع ماستری (فوق لیسانس) در رشته فلسفه و کلام باز هم افسار تحصیل را یله کرد تا بنویسد. تا با نوشتن قمار بزند. اگر چنانچه آن طوری که خودش انتظار دارد کارش گرفت که خوب وگرنه زندگی قمار بزرگی است. در عرصه اقتصاد و درامدهای مالی نیز نوشتن را بر مال و منال و پول مقدم داشت. شاید آن زمانهای که وضعیت مالی اش از خیلی از هم قراغانش پیش بود، اما جلسات داستان خوانی و داستان نویسی را بر مال و منال ترجیح داد تا خودش سرمایه باشد. چه اینکه انسانها بر دو دسته اند. یکی سرمایه می اندوزد و آن را به جای می گذارد. به تعبیر یکی از استادان "انباردار ورثه" می شود. و دیگری خودش سرمایه خلق الله می شود و برای همیشه جاویدانه می ماند.
خاوری امروزها فقط به داستان می اندیشد و تمام ذکرش نیز این هست. او با اذعان به اینکه باید کار خلاقه و آفرینشی کرد به جای کارهای تألیفی و تحقیقی، فلهذا نوشتن داستان را محور کارهای خود قرار داده است. کتابهای زیادی هم در این اواخر خوانده است بدین سان ره توشه ای از کار بزرگان و نویسندگان برای مسیرش برداشته است. امید است تا به زودی شاهد کارهای بعدی این نویسنده ارجمند باشیم. و به کارهای قبلی این صاحب قلم عزیز ارج بنهیم.

جزئیات کتاب:

نام کتاب: گل سرخ دل افگار
نویسنده: محمدجواد خاوری
صفحه آرایی و طرح جلد: وحید عباسی
ناشر: عرفان
تاریخ تشر: 1387، ایران، تهران
شابک: 9-0763-04-964-978
تعداد صفحه: 136
/
عربستان و طرح بازگرداندن طالبان
افغانستان برعلاوه اینکه میدان جنگ میان غرب و القاعده، غرب و ایران، هندوستان و پاکستان است، دو کشور رقیب "ایران و عربستان" را نیز واداشته است تا درین کشور به تصفیه حساب شان بپردازند.
استراتژی برای موفقیت در افغانستان
اداره اوباما با یک معمای قابل حل در افغانستان ، که تعداد محدود افراد شامل در اداره قبلی آن را می دانند؛ مواجه است. امریکا نمی تواند، از مسئله افغانستان صرفنظر کند و یا هم از این کشور خارج شود، اما ادامه استراتژی فعلی ما را به این نقطه خواهند رساند.
تعطیلی پایگاه هوایی منس؛ از نمایش تا واقعیت
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که کمک های در ازای بستن پایگاه هوایی منس و خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان به این کشور پیشنهاد شده است. سوال اینجاست که آیا در صورت خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان و بسته شدن پایگاه منس، روسیه به پرداخت این مبلغ به قرقیزستان مبادرت خواهد ورزید؟
دست کرزی و دامان پیر
بدنبال نامزد شدن علی احمد جلالی و اشرف غنی احمدزی، آقای کرزی در میان دو گروه رقیب که عبارت از اسلام گراهای پشتون و تیم تکنوکرات این قوم قرار گرفت. کرزی بارها کوشش کرد با حزب اسلامی و گروه طالبان نزدیک شود و از طرفداران این گروه در مقابل تکنوکرات های چون اشرف غنی احمدزی و علی احمد جلالی استفاده کند
نگاهی به دلایل آمدن و رفتن آقای کرزی
هرکسی که بیاید "کرزی" است
دولت افغانستان در محاصره کامل طالبان، سفیر یا نماینده دولت آمریکا، فرمانده آیساف، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان ناتو، پاکستان، هند، ایران، شورای ملی افغانستان، احزاب سیاسی خرد و کلان، گروههای دفاع از حقوق بشرو ... قرار دارد.
نظرات [0]



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
 جمعه، 28 حوت 1388
Friday, March 19, 2010
خبرنامه
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .


عضویت لغو عضویت
تبلیغات
Afghan Press
آمار و اطلاعات
بازديد امروز:212
بازديد ديروز: 204
بازديد از ابتدا:743593
بازدید کننده آنلاین: 4