× نسخه مناسب چاپ
× نسخه مناسب ذخیره
× ارسال به ایمیل دوستان
× نظرات [2]
× اندازه متن: بزرگتر  کوچکتر
× تعداد بازدید: 1317

علی پیام
پنجشنبه، ۲۳ آبانماه ۱۳۸۷
گویا این مرد آخرین نسل غچکی است
نابودی موسیقی محلی و سنتی مناطق مرکزی افغانستان
غچک، موسیقی و ساز محلی و بومی اصیل مناطق مرکز افغانستان در حال فراموشی است. اما متأسفانه هیچ نهادی و یا ارگانی چه وزارت فرهنگ افغانستان، یا نهادهای هنری و فرهنگی افغانستانی و یا نهادهای بین المللی مثلا از قبیل یونسکو اقدام در ثبت و ظبط آن تلاشی نکرده است. همچنین در حفط و نابودی و تقویت این هنر اصیل و ارزشمند که آوای کوهستانها و دره های عمیق مناطق وسیع مرکزی افغاسنان است هیچ تلاشی نمی شود.
علی پیام
Payam.44@gmail.com

موسیقی در افغانستان همواره در معرض حسن عرفی و قبح شرعی قرار داشته است. عرف نیکو می شمرده است و شرع قبیح می دانسته است. برخی از مردم افغانستان همواره با موسیقی غمها و شادیهایشان را تبارز می داده است و نوازنده ها با موسیقی حس خود را عیان می ساخته اند. در جانب مقابل متشرعین می گفته اند که موسیقی حرام است؛ زیرا غنا است. غنا در شرع حرام است زیرا مفسده می آورد. و هر چیزی که مفسده بیاورد موجب انحراف اجتماعی می شود. پس موسیقی حرام است. اما همیشه در پهلوی نبایدهای شرع و نهی های متشرعین و مسؤولین دینی موسیقی همراه مردم نفس کشیده است و به زندگی مردم رنگ شادی و غم داده است.
سرور سرخوش
همیشه ریتم تارهای غچک (کمانچه) محمدعیسی غچکی در یادها هست و هنوز کوههای آبادی آوازهای دختران آبادی را به خاطر دارد. و چنگهای دختران دم بخت را هیچ وقت از یاد نخواهد برد. و درختان آبادی هرگز صدای دمبوره و نی و چنگ را فراموش نخواهد کرد. همیشه هر طوی و طوی سوری بدون دمبوره صفدر توکلی و غچک بانوی آواز و موسیقی "دختر مالستانی – آبه میرزا" و دمبوره صفدر خیرعلی غیر قابل تصور بوده است.

بدین ترتیب انواع موسیقی سنتی و محلی مناطق مرکزی افغانستان در جوار قبح و منع شرعی نفس کشیده اند و با شادی و غم مردم زندگی کرده است و در ترشی قاشهای منع کنندگان موسیقی خم به ابرو نیاورده است. اما؛ امروزه از نفس افتاده است و در سراشیبی نابودی است. اکنون کسی چنگ را نمی شناسد. کسی دمبوره گوش نمی کند. محمدعیسی غچکی نیست تا مردم را در ته باغبند آبادی جمع کند و سپس کف کاسه غچک را روی قوزک پایش بگذارد و سپس به نواختن شروع کند. در این دور و زمانه ها هیچ چوپانی نی نمی زند. بلکه به جای نی CD PLAYER گوش می کند. اکنون اهالی دایکندی به جای آواز سرور سرخوش و ترانه های استقلال آن آهنگهای هندی، امریکایی و عربی و ترکی و ایرانی گوش می کند. اکنون حسن و قبح به شکل دیگری در مناطق مرکزی رواج یافته است. حسن مردم پسندانه موسیقیهای هندی و ترکی و عربی و غربی و قبح دمبوره و غچک و چنگ و نی.

و قصه بدین منوال است که در کشاکش زندگی جدید و عصری موسیقی و سازها و آوازهای محلی مردم مناطق مرکزی افغانستان رو به نابودی است. لازم نیست تا خیلی به اعماق تاریخ مردم مناطق مختلف غرق شویم. زندگی مردم زندگی عصری شده است و آرام آرام موسیقیهای مانند دمبوره و غچک فقط به خاطره ها می پیوندد. هر کوه و جر و ده و دیار را که بگردی، جوانان اغلب موسیقی عصری گوش می کنند. در قریه ها و دهات که بگردی دیشها و آنتنهای ماهواره ای زیادی را می بینی روی بامهای خانه ها. تازه آن کسانی که داراییش اجازه می دهد دو دیش آسیایی و اروپایی روی بامهای خانه هایشان نصب کرده اند. بدین منوال موسیقیهای جدید و عصری و پاپ جای هر گونه موسیقیهای محلی مانند دمبوره و غچک را گرفته است و چیزی نمانده است تا به یادها و خاطرات ماندگار شود.

"غچک" یا به تعبیری کمانچه یکی از سازها و آلات موسیقی روستایی هزاره های افغانستان است. حالا این موسقی دارد کم کم در هیاهوی و در کشاکش این زندگی جدید و عصری و در تهاجم موسیقی و سازها و آوازهای عصری و جدید و هجوم انواع موسیقیها و وجود ماهواره ها و سی دی ها و کلوپهای ارائه کننده موسیقی عصری به حاشیه رانده می شود و رو به نابودی است.
سرور سرخوش؛ گویا این مرد آخرین نسل غچکی است
سالهای 2005 و 2006 بود. سفری به بندر مرکز ولسوالی سنگ تخت اتفاق افتاد. منطقه "بندر" مرکز ولسوالی سنگتخت از توابع ولایت دایکندی واقع در قلب کوههای مرتفع مرکز افغانستان قرار دارد. وقتی که در بندر رفتم سراغ وضعیت غچک را گرفتم. خیلی از نسل جدید و امروزی از عجک چیزی نمی دانست. فقط به همین اندازه یاد می کرد که پدران ما می گویند که فلانی غچک می زده است. اما وقتی سراغ بزرگترها را می گیرم آنها فقط یاد و خاطره سازهای محلی و بومی مانند غچک، دمبوره و چنگ را به حافظه و ذهن شان حفظ کرده اند.
گفتند که آخرین نوازنده غچک در ارتفاعات کوههای بندر زندگی می کند. سراغ آخرین نسل غچکی را می گیرم. این شب در ارتفاعات کوههای بندر مهمان هستم. در این ضیافت و در این شب غچک تعدادی از دوستان اهل ذوق نیز هستند. امشب قرار است تا آخرین نسل غچکی مناطق هزارجات را ببینیم. قبل از اینکه آخرین کوک غچک، نوای کوهستانهای هزارجات خاموش شود.

وقتی آخرین نسل غچکی بندر و یا به قول اهالی آخرین نسل غچکی هزارجات می رسد، چهره آفتاب سوخته اش تمامی تاریخ نوازندگان بومی و یا محلی مناطق مرکزی افغانستان را در ذهن و روانم نقش می کند. تا چهره آفتابی سوخته آخرین نسل غچکی را می بینم، به یاد مرحوم محمدعیسی غچکی و خاطرات غچکهایش و سایه باغبند می افتم. شب است و در ارتفاعات کوههای بندر براحتی نفس کشیدن ستاره ها را می توان شنید. نوازنده غچک خسته است. منتظر ریتمهای شبانه غچک هستیم. دسترخوان که جمع می شود، فقط یک چیز را انتطار می کشیم: نوای شبانه غچکی هنرمندی که براستی اگر وی بمیرد غجک نیز مرده است؟

غچکی به آهستگی و آرامی غچکش را بر می دارد و سعی می کند در حضور مهمانان رسمی بخواند. چند کوک که می نوازد، سپس یکی از اهالی محل به غچکی می گوید: "درست شیوه کن." یعنی از دل بخوان. گویا غچک دل دارد و باید طبق دلخواهش بخواند. بعدش غچکی از جمع معذرت خواست و غچک را از ته دل کوک کرد و آنچه که دل غچک می خواست به نواختن شروع کرد و به خواندن آغاز کرد. شبانه های غچکی با شب ستاره ریز ارتفاعات بندر در هم آمیخت و سپس تمام شب رنگ غچک گرفت.گویا این مرد آخرین نسل غچکی است
غچک، موسیقی و ساز محلی و بومی اصیل مناطق هزارگی در حال فراموشی است. اما متأسفانه هیچ نهادی و یا ارگانی چه وزارت فرهنگ افغانستان، یا نهادهای هنری و فرهنگی افغانستانی و یا نهادهای بین المللی مثلا از قبیل یونسکو اقدام در ثبت و ظبط آن تلاشی نکرده است. همچنین در حفط و نابودی و تقویت این هنر اصیل و ارزشمند که آوای کوهستانها و دره های عمیق مناطق وسیع مرکزی افغاسنان است هیچ تلاشی نمی شود.

البته، فقط هر کوه و جر و ده و دیار را که بگردی، جوانان اغلب موسیقی عصری گوش می کنند و هر راننده ای که به محض استارت موترش آهنگ روشن می کند، یا آهنگهای هندی است و یا ایرانی و یا غربی. در قریه ها و دهات که بگردی دیشها و آنتنهای ماهواره ای زیادی را روی بامهای خانه ها می بینی. تازه آن کسانی که داراییش اجازه می دهد دو دیش آسیایی و اروپایی روی بامهای خانه هایشان نصب کرده اند. بدین منوال موسیقیهای جدید و عصری و جای هر گونه موسیقیهای محلی مانند دمبوره و غچک و سرنی و چنگ را گرفته اند و چیزی نمانده است تا موسیقیهای مردمی و اصیل که با مردم نفس کشده است به یادها و خاطرات ماندگار شود.
/
عربستان و طرح بازگرداندن طالبان
افغانستان برعلاوه اینکه میدان جنگ میان غرب و القاعده، غرب و ایران، هندوستان و پاکستان است، دو کشور رقیب "ایران و عربستان" را نیز واداشته است تا درین کشور به تصفیه حساب شان بپردازند.
استراتژی برای موفقیت در افغانستان
اداره اوباما با یک معمای قابل حل در افغانستان ، که تعداد محدود افراد شامل در اداره قبلی آن را می دانند؛ مواجه است. امریکا نمی تواند، از مسئله افغانستان صرفنظر کند و یا هم از این کشور خارج شود، اما ادامه استراتژی فعلی ما را به این نقطه خواهند رساند.
تعطیلی پایگاه هوایی منس؛ از نمایش تا واقعیت
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که کمک های در ازای بستن پایگاه هوایی منس و خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان به این کشور پیشنهاد شده است. سوال اینجاست که آیا در صورت خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان و بسته شدن پایگاه منس، روسیه به پرداخت این مبلغ به قرقیزستان مبادرت خواهد ورزید؟
دست کرزی و دامان پیر
بدنبال نامزد شدن علی احمد جلالی و اشرف غنی احمدزی، آقای کرزی در میان دو گروه رقیب که عبارت از اسلام گراهای پشتون و تیم تکنوکرات این قوم قرار گرفت. کرزی بارها کوشش کرد با حزب اسلامی و گروه طالبان نزدیک شود و از طرفداران این گروه در مقابل تکنوکرات های چون اشرف غنی احمدزی و علی احمد جلالی استفاده کند
نگاهی به دلایل آمدن و رفتن آقای کرزی
هرکسی که بیاید "کرزی" است
دولت افغانستان در محاصره کامل طالبان، سفیر یا نماینده دولت آمریکا، فرمانده آیساف، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان ناتو، پاکستان، هند، ایران، شورای ملی افغانستان، احزاب سیاسی خرد و کلان، گروههای دفاع از حقوق بشرو ... قرار دارد.
نظرات [2]
ورسی    دوشنبه، ۲۷ آبان ۸۷ :: ۲:۳۰ بعدازظهر
باید همه هزارها کمک کند تا این موسیقی زودتر از اینها از بین برود تا ما از خجالت این موسیقی خلاص شویم.
محمدحسين فیاض    جمعه، ۲۴ آبان ۸۷ :: ۷:۳۷ صبح
اقای پیام عزیز موفق باشی. روی خوب نکته ای انگشت گذاشته ای. واقعیت این است که کسی امروز به فکر موسیقی محلی هزارستان نیست و بیم آن وجود دارد که این هنر کم کم نابودشود. البته به صورت کلی هم نمی شود این نکته را پذیرفت‘ زیرا در ولسوالی مالستان به نظر این جانب غچک و دمبوره درحال رشد است و اینک در ایران و در اتاقهای کارگری کمتر اتاقی پیدا می شود که غچک و دمبوره نباشد. اما در این باره که از هنرمندان ما حمایت و انتقال این هنر به نسلهای آینده به صورت رسمی و کلاسیک آن صورت نمی گیرد‘ حرف به جا و دقیق است.



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
 جمعه، 28 حوت 1388
Friday, March 19, 2010
خبرنامه
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .


عضویت لغو عضویت
تبلیغات
Afghan Press
آمار و اطلاعات
بازديد امروز:230
بازديد ديروز: 204
بازديد از ابتدا:743611
بازدید کننده آنلاین: 5