
علی پیامسرزمین من سرزمین استادهای دروغی است. کلمات و عناوین مقدسه هم در این سرزمین مقتول روزگارند. در این سرزمین، استاد دانشگاه کابل هم استاد است، مثلا کسی که سند علمی دکتری از دانشگاههای معتبر دنیا را دارد و سالهاست که در پلتخنیک تدریس می کند هم استاد است، رانندگان تاکسی و تونس و ملی بس و کاماز و فلانکوچ هم استاد است. استاد مراکز عالی تعلیمی دینی (حوزه های درسی دینی) هم استاد است مجاهدین هم استاد است.
علی پیام
Payam.44@gmail.com
کشور من سرزمین نامهای یک خطی است. سرزمین القابها و عنوانها و نشانهای بادکنکی و دروغ. هیچ وقت از یادم نمی رود بنده خدایی را در یکی از اداره های کشور. روی میز کارش لوحه کلانی گذاشته بود که رویش نوشته شده بود: "دیپلم اینجنیر ماستر ..." در حالی که نام و چوکی اش کافی بود. و شاید آن روز به ریش یکی از مقامات وزارت خانه ای خندیدم، وقتی که در سیمیناری که یکی از ادارات عالی رتبه برگزار کرده بود، آمد. من باید اسامی و مشخصات مهمانان را ثبت می کردم. اسمش را پرسیدم و ثبت کردم. کنار اسمش امضا کرد و رفت ته سالن. بعدش دیدم که برگشت و گفت: نوشتی که داکتر ...؟ خنده ام گرفت. اما سعی کردم که اقلا من شرم نشوم اگر او شرم نمی شود.
نامهای یک خطی مانند دیپلم اینجنیر ...، قضاوتپال پوهاند پروفیسور ...، قانونپوه پوهاندوی قانونمل .... تا بخواهی خروار خروار در شهر کابل ریخته است. عناوین میان خالی و پوک. مانند جوز میان خالی. شاید دیده باشید خسته های کرم خورده ی بادام و چارمغز را. یکی از دلایل میان خالی بودن این القاب فخیم و وزوین و عریض و طویل را وقتی به وضوح می بینی که ماهها به دنبال منایع تحقیقی بگردی و سپس دستت درازتر از پایت برگردی به خانه. همین ماه رمضان امسال یکی از دوستانم را دیدم و پرسیدم: راستی، با پایان نامه ماستری ات چه کردی؟ نوشتی و دفاع کردی؟ وی از سر درماندگی و ناچاری سرش را تکان داد و گفت: "فلانی! تو می دانی که یک سال است دربدر به دنیال منابع و مأخذ و کتاب و مقاله و تحقیق می گردم. اما این بدمذهب کشور از مأخذ و منابع مطالعاتی آنقدر خالی است که حتا یک ورق نمی توانی پیدا کنی." وی راست می گفت. حداقل شاید سه سمستر (ترم) قبل بود که وی از خارج به کابل برگشت تا منابع مطالعاتی برای پایان نامه اش بیابد. اما ماه رمضان همین سال که وی را رنگ زرد دیدم، به میان خالیگی این القاب فخیم و یک خطی خنده ام گرفت.
سرزمین من سرزمین استادهای دروغی است. کلمات و عناوین مقدسه هم در این سرزمین مقتول روزگارند. در این سرزمین، استاد دانشگاه کابل هم استاد است، مثلا کسی که سند علمی دکتری از دانشگاههای معتبر دنیا را دارد و سالهاست که در پلتخنیک تدریس می کند هم استاد است، رانندگان تاکسی و تونس و ملی بس و کاماز و فلانکوچ هم استاد است. استاد مراکز عالی تعلیمی دینی (حوزه های درسی دینی) هم استاد است مجاهدین هم استاد است. کسی که قانونمند پس از سالها تدریس و اخذ کرسی تدریس در مراکز آموزش عالی سند استادی را اخذ کرده است هم استاد است، آموزگار مؤسسات تحصیلی و کورسهای زبان انگلیسی هم استاد است.
در سرزمین من قند و قروت بدرقم یکسان است. اینجا هیچ چیزی جای خودش نیست. هیچ قاعده و معیاری هم نیست. حرمت ارزشهای واقعی بدرقم ضایع می شود. روی این جهت است که شاید کمتر کسی پیدا شود که کار ارزشی را تعقیب کند. مثلا استاد دانشگاه به معنای واقعیش زمامدار واقعی تفکر یک کشور است. اما در این کشور ارزش عنوان استادی دانشگاه با عنوان یک مجاهد و یک راننده ملی بس در یک پله ترازوست. کسی که سالها فرمانده جنگ بوده است هم ذکر نامش بدون پیشوند استاد حرام است، راننده تاکسی کابلی هم ذکر نامش بدون "استاد! پل آرتن پایان میشه" حرام است.
آنچه که ضروری به نظر می رسد، کشورم نیازمند تلاشی است در جهت کاربرد صحیح عناوین، القاب، کلمات و عبارات. سهم هرکس به همان میزانی باید باشد که ارزش واقعی کار و هویت فرهنگی و اجتماعی اش را برساند. هیچ کسی از کسب موقعیتهای واقعی اجتماعیش نباید شرم بخورد. شرم در این است که اگر پروفسور نباشی و اگر استاد نباشی و اگر سند صحیح علمی نداشته باشی مرتکب برچسپ دروغ شوی.
کشور من کشور دروغهای شیادان است. شاید زمان انتخابات نمایندگان مردم (ولسی جرگه – مجلس عوام) هیچگاه از خاطرم نرود. در یکی از ولایتهای افغانستان از نزدیک شاهد ماجرای انتخابات یا ناظر انتخابات بودم. از مجموع چند صد نفری که برای نمایندگی پارلمان (مجلس عوام) کاندید شده بودند، سه چهارم کاندیداتوران سند تحصیلی شان را داکتر (PHD) نوشته بودند. چند نفری را که به خوبی می شناختمشان، در پوسترهای تبلیغاتی شان نوشته بود: دارای سند
لیسانس حقوق!، دارای سند لیسانس.
از آنجا که می دانستم داکترها و یا PHD های دروغی کسانی هستند که فقط دوره های کوتاه مدت شناخت دوا و گولی و شربت تماغو دیده اند و برای چرخاندن چرخه زندگیشان دواخانه دارند، به مسؤول دفتر انتخابات چنین مطرح کردم: "کلیه کاندیداتوران باید یک فتوکاپی از اسناد ادعایی تحصیلی شان را به همراه سوانح شان تحویل بدهند." مسؤول دفتر انتخابات یک مرد سرخ چهره امریکای لاتینی بود. او هم ظاهراً از صحت دروغ اصحاب ایمان و نماز و روزه اطلاع داشت، به یک نحوی قضیه را پیچاند و موضوع تعقیب نشد.
پیشنهاد به کمیسیون انتخابات افغانستان
الان که در آستانه انتخابات قرار داریم، چنین پیشنهاد می شود که هر کاندیداتور باید سوانح شان را به همراه اسناد ادعایی تحصیلی شان (اسناد معتبر و تأیید شده) تحویل بدهند تا حق آنانی که واقعا تحصیلات آکادمیک دارند ضایع نشوند. با اذعان به اینکه در این کشور سندهای قلابی و دروغی خروارها یافت می شود. اما، یکی از راههای صحت انتخابات و ارزیابی ایمان کاندیداتوران همین پیشنهاد است. تا عناوین تحصیلی دروغی، القابهای یک خطی، پیشوندهای بی اساس موجب گول زدن مردم غریب و بیچاره نشود.
وقتی که دروغ پردازیها و دروغگوییهای این شیادان را می بینیم، به ایمان نم کشیده این کاسبکاران شیاد شک می کنیم. این PHD ها، لیسانسیه ها، ماسترهای دروغی و این عناوین و القاب فخیم یک خطی زهری است که در جام این ملت غریب و دشت مانده ریخته می شوند. این کشور پر از استاد و پروفیسور و دیپلم اینجنیر، نشانها و پلیتهای مفت و کاالذی ژنرالی اهدایی و اعزازی؛ کشور دروغ گویان و کذابان و شیادان است. انسانهای جهنمی و کذاب و بی ایمانی که ایمانشان را در سرچهارسوی دهمزنگ به لیلام گذاشته اند. درواقع ایمانشان را در چارسوی دهمزنگ لیلام کرده اند. قروتهای که در مندویهای کشور به جای قند سودا و فروخت می گردند. انسانهای قبیح و کریهی که هیچ باکی از دروغ و گناه ندارند، با عناوین والقاب ارزشی بازی می کنند. و PHD را به کمر می بندند. این بازیگران بی رنگ که رنگ شب را بر رویشان مالیده اند، سیاه خانه نشینانی هستند که دود چلمه کذب و د روغ صورتهایشان را سیاه کرده اند.
کشور من سرزمین نامهای یک خطی و آدمهای یک کلمه ای است. اگر متن داراییهای علمی و واقعیتهای فرهنگی این آدمهای یک کلمه ای را بشکافیم، کرم خوردگانی هستند؛ پوچ. نامهای که یک خط است و صاحبان نامهای که هم قد یک کلمه. این است واقعیت امروز سرزمین من.
/
عربستان و طرح بازگرداندن طالبان
افغانستان برعلاوه اینکه میدان جنگ میان غرب و القاعده، غرب و ایران، هندوستان و پاکستان است، دو کشور رقیب "ایران و عربستان" را نیز واداشته است تا درین کشور به تصفیه حساب شان بپردازند.
استراتژی برای موفقیت در افغانستان
اداره اوباما با یک معمای قابل حل در افغانستان ، که تعداد محدود افراد شامل در اداره قبلی آن را می دانند؛ مواجه است. امریکا نمی تواند، از مسئله افغانستان صرفنظر کند و یا هم از این کشور خارج شود، اما ادامه استراتژی فعلی ما را به این نقطه خواهند رساند.
تعطیلی پایگاه هوایی منس؛ از نمایش تا واقعیت
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که کمک های در ازای بستن پایگاه هوایی منس و خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان به این کشور پیشنهاد شده است. سوال اینجاست که آیا در صورت خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان و بسته شدن پایگاه منس، روسیه به پرداخت این مبلغ به قرقیزستان مبادرت خواهد ورزید؟
دست کرزی و دامان پیر
بدنبال نامزد شدن علی احمد جلالی و اشرف غنی احمدزی، آقای کرزی در میان دو گروه رقیب که عبارت از اسلام گراهای پشتون و تیم تکنوکرات این قوم قرار گرفت. کرزی بارها کوشش کرد با حزب اسلامی و گروه طالبان نزدیک شود و از طرفداران این گروه در مقابل تکنوکرات های چون اشرف غنی احمدزی و علی احمد جلالی استفاده کند
نگاهی به دلایل آمدن و رفتن آقای کرزیهرکسی که بیاید "کرزی" است
دولت افغانستان در محاصره کامل طالبان، سفیر یا نماینده دولت آمریکا، فرمانده آیساف، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان ناتو، پاکستان، هند، ایران، شورای ملی افغانستان، احزاب سیاسی خرد و کلان، گروههای دفاع از حقوق بشرو ... قرار دارد.
سلام خیلی قشنگ و هویدا مانند باد خزانی برگهای زرد و فرسوده خزانی را از روی زمین های سیاه بر داشتی وقتی از بیرون از افغانستان سر بزنی همه پایتخت نشینها را به نامهای مختلف دروغین میشناسی همه پروفیسور و استاد و دگروال و........ میبینید خیلی هم بیشتر از اینها همه خود را از خاندان شاهان و وزیران معرفی منمایند. برادر خدا شما را نگهدارد تا اینها را نبینید. ولی در سطح مردم دیگر مثل گوسفندان لال و گنگ میماند... خیلی موفق باشید.....
مقاله بسیار به جایی بود دوست عزیز. این مقاله می تواند اشاره ای غیر مستقیم باشد به استیضاح وزیر کشور دولت وقت کشور همسایه (ایران) که به دلیل ارائه مدرک دکترای دروغین سه روز قبل در صحن مجلس انجام گرفت و از سمت خود بر کنار شد. علی کردان که مدعی بود دارای دکترای حقوق از دانشگاه آکسفورد می باشد سالها در مناصب کلیدی کشور به ظن خود جز خدمت به جامعه مسلمین کار دیگری انجام نداده است. شرح جامع این بحث را در لینک زیر بخوانید: http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%84%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86