عبداللطیف طارق
خیلی ها فکر می کنند دموکراسی توپ فوتبال است که جورج بوش آن را با یک فرمان از آمریکا به زمین افغانستان شوت کرد و بعد از پاس دادن های زیاد میان بازی گران، به کرزی رسید و کرزی هم آن را به دروازه رقیب زد و دموکراسی بر دکتاتوری پیروز شد.
برای ما دموکراسی واقعا توپ فوتبال است. یک روز جورج بوش به سوی همکارش کرزی شوت می کند و روز دیگر سفیر انگلیس در کابل است که می خواهد آن را به سوی ملاعمر شوت کند.
اما این دموکراسی از کدام نوع دموکراسی است؟
از لحاظ تیوریک ما اکثرا دو نوع دموکراسی را ازهم تفکیک می کنند. مینیمال دموکراسی (دموکراسی حداقلی) و ماکسیمال دموکراسی (دموکراسی حد اکثری).
مینیمال دموکراسی، دموکراسی ای است که در آن اکثریت حاکم است، قانون دموکراتیک داریم اما حاکمیت قانون نیست، مراکز کنترل قدرت وجود ندارد، تفکیک قوا به شکل صوری آن وجود دارد اما در عمل همه تحت نفوذ رییس جمهور یا در واقع دکتاتور اند، آزادی و حقوق مردم ضمانتی برای بقا ندارد و از همه مهمتر ما ممکن است همه نهادهای دموکراتیک را داشته باشیم اما همه آنها صوری باشند.

در مینیمال دموکراسی حاکم از طریق انتخابات انتخاب می شود، اما عدم تفکیک سه قوا، عدم حضور سازمان های کنترل قدرت و خیلی مهمتر از همه عدم تضمین آزادی انتخاب و همان ارزش لیبرالی آزادی وجدان و حق خودگردانی افراد هیچ تضمینی برای حفظ و تامین اش ندارد.
ماکسیمال دموکراسی، در واقع همان دموکراسی لیبرال است و در این نوع دموکراسی با داشتن نهادهای قدرتمند که ضامن بقای دموکراسی است وجود دارد و از همه مهمتر در آن چانس مبارزه برای بقای دموکراسی همیشه وجود دارد. در این نوع از دموکراسی تفکیک میان سه قوای مقننه، اجراییه و قضایییه وجود دارد، جامعه مدنی پرقدرت بعنوان مراکز کنترل قدرت فعال هستند، قلمرو خصوصی افراد ازتعرض مصئون می باشد، یعنی تفکیک میان قلمرو خصوصی و عمومی هم وجود دارد و از همه مهمتر فضای باز اقتصادی متناسب با وضعیت هر جامعه یی نیز از الزامان ماکسیمال دموکراسی است.
مینیمال دموکراسی برای شهروندان قدرت کنترل قدرت را نمی دهد، و این مسئله درست منجر به بروز حکومت های توتالیتر در کشورهایی می شود که پیشینه لیبرالی نداشته باشد. اما باید در نظر داشت که این نوع دموکراسی همواره با شعار های پوپولیستی حفظ می شود. حاکم همواره از این نکته بیم دارد که مبادا کسی نظام سیاسی را غیر دموکراتیک بگوید، همواره از دموکراسی دفاع می کند اما در عمل چون مراکز کنترل قدرت وجود ندارد همواره این اختیار را دارد که قانون را به نفع خود تغییر دهد، در انتخابات تقلب کند و حقوق و آزادی های مردم را تحت نام های مختلف محدود کند.
اما در ماکسیمال دموکراسی یا دموکراسی لیبرال ارزش های لیبرال در واقع محک مشروعیت نظام است. حکومت زمانی مشروع است که به ارزش های لیبرال پایبند باشد. مشخص تر بگوییم حکومت زمانی مشروعیت دارد که استقلال سه قوه را به رسمیت بشناسد، قلمرو خصوصی و قلمرو عمومی تفکیک شود و جامعه مدنی، مطبوعات و احزاب سیاسی مهار کننده اصلی قدرت سیاسی باشد، قدرت در این نوع نظام ها متکثر است. قدرت میان جامعه مدنی، مطبوعات و احزاب سیاسی پخش می شود.
خیلی ها از ماکسیمال دموکراسی بخاطری دفاع می کنند که احتمال خطر سقوط مینیمال دموکراسی به دکتاتوری و بنیادگرایی بخاطر تمرکز قدرت به شدت وجود دارد، زیرا زمینه مبارزه برای بقای آزادی های فردی و حقوق شهروندان وجود ندارد.
دموکراسی ماکسیمال نظام تعدد اندیشه ها، باورها و ... است و این ارزش ها توسط مراکز متعدد قدرت حفظ می شود و قابلیت بقا می یابد. قدرت های متعدد در برابر همدیگر قرار دارند و به شیوه دموکراسی روی اصول توافق شده از ارزش های لیبرال دفاع می کند و به این ترتیب از سقوط دموکراسی به دکتاتوری جلوگیری می کند.
اگر به نظام سیاسی افغانستان نگاهی انداخته شود، شاید خیلی مشابه به مینیمال دموکراسی باشد. اما این قضاوت خیلی سطحی می نماید.
خیلی مشکل است چنین نظام هایی را درست تفکیک کرد. دموکراسی افغانی را نمی توان مینیمال دموکراسی نامید.
به این دلیل که در مینمیال دموکراسی با آنکه نهادهای دموکراتیک صوری وجود دارد، و ما با یک سیستم متمرکز روبرو هستیم که همه اختیارات در دست زمامدار است، اما زمامدار به شکل پوپولیستی اش از دموکراسی دفاع می کند و توده ها را قانع نگهمیدار. در واقع یکی از خصوصیت مهم مینیمال دموکراسی که تا حال از دید باز مانده خاصیت پوپولیستی این نظام است. زمام دارد مجبور است مشروعیت اش را با حاصل کردن قناعت توده ها حاصل کند و در این کار مجبور است نهادهای دموکراتیک را هرچند صوری حفظ کند، و به شکل پوپولیستی اش از مشروعیت نظام اش دفاع کند.
در واقع دلیل اینکه بعضی از نظریه پردازان مینیمال دموکراسی را پل عبور برای رسیدن به ماکسیمال دموکراسی می دانند هم همین است که ولو اندکی، بیم زمامدار از مردم سبب می شود نهادهای دموکراتیک ولو به شکل صوری اش حفظ شود و این مسئله می تواند تبدیل به فرهنگی شود که در نهایت منجر به تاسیس نهادهای مقتدر سیاسی و مدنی برای کنترل قدرت شود و در آنصورت زمینه تحدید قدرت زمامدار حتمی است. به این ترتیب نهادهای تحدید کنند ه قدرت در واقع مهره های مبارزه برای بقای آزادی و حقوق مردم می شود و این کار یعنی رفتن به سوی ماکسیمال دموکراسی، البته بتدریج.
دموکراسی افغانی، یک نام بی نشان و بی خاصیت است. دیروز جورج بوش با امضای فرمانی، دموکراسی صادر کرد. قوانین دموکراتیک ساخته شد، نهادهای صوری دموکراتیک داریم، همین طور خیلی از معیاری مینیمال دموکراسی در این کشور دیده می شود، اما آنچه دموکراسی افغانی را از یک دموکراسی مینیمال مجزا می سازد این است که در این کشور اراده جمعی مهم پنداشته نمی شود.
سفیر انگلیس در کابل، در اظهارات چند روز قبل اش گفت، افغانستان نیاز به یک حکومت دکتاتور دارد. مردم افغانستان، نهادهای مدنی در قبال این اظهارات خاموش ماندند، تنها چند روزنامه به این مسئله اعتراض کردند.
این مسئله نشان می دهد که اگر زمامداری بخواهد در این کشور در یک روز همه نهادها را برهم بزند و حکومت دکتاتوری اعلان کند، هیچ کسی یا گروهی پیدا نخواهد شد که در مقابل این اقدام اعتراض کند.
به این ترتیب در افغانستان هیچ کسی مجبور نمی شود حتی به شکل پوپولیستی اش هم از دموکراسی دفاع کند، لذا دموکراسی افغانی، در ردیف دموکراسی مینیمال هم نمی تواند قرار بگیرد.
دموکراسی افغانی، همان دموکراسی بی پنجاو دویی هست، که با فرمان سیاسی – نظامی جورج بوش آمد و اگر اوضاع به گونه یی که سفیر انگلیس می خواهد، انکشاف کند با تصمیم جناب ایشان دوباره از همان راهی که آمده بود خواهد رفت.
/
افغانستان برعلاوه اینکه میدان جنگ میان غرب و القاعده، غرب و ایران، هندوستان و پاکستان است، دو کشور رقیب "ایران و عربستان" را نیز واداشته است تا درین کشور به تصفیه حساب شان بپردازند.
اداره اوباما با یک معمای قابل حل در افغانستان ، که تعداد محدود افراد شامل در اداره قبلی آن را می دانند؛ مواجه است. امریکا نمی تواند، از مسئله افغانستان صرفنظر کند و یا هم از این کشور خارج شود، اما ادامه استراتژی فعلی ما را به این نقطه خواهند رساند.
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که کمک های در ازای بستن پایگاه هوایی منس و خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان به این کشور پیشنهاد شده است. سوال اینجاست که آیا در صورت خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان و بسته شدن پایگاه منس، روسیه به پرداخت این مبلغ به قرقیزستان مبادرت خواهد ورزید؟
بدنبال نامزد شدن علی احمد جلالی و اشرف غنی احمدزی، آقای کرزی در میان دو گروه رقیب که عبارت از اسلام گراهای پشتون و تیم تکنوکرات این قوم قرار گرفت. کرزی بارها کوشش کرد با حزب اسلامی و گروه طالبان نزدیک شود و از طرفداران این گروه در مقابل تکنوکرات های چون اشرف غنی احمدزی و علی احمد جلالی استفاده کند
دولت افغانستان در محاصره کامل طالبان، سفیر یا نماینده دولت آمریکا، فرمانده آیساف، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان ناتو، پاکستان، هند، ایران، شورای ملی افغانستان، احزاب سیاسی خرد و کلان، گروههای دفاع از حقوق بشرو ... قرار دارد.