× نسخه مناسب چاپ
× نسخه مناسب ذخیره
× ارسال به ایمیل دوستان
× نظرات [0]
× اندازه متن: بزرگتر  کوچکتر
× تعداد بازدید: 930

علی پیام
پنجشنبه، ۲۵ مهرماه ۱۳۸۷
جنگ شناسی افغانستان
نقد جنگ و جهاد افغانستان
نمی دانم آیا زمانی آن رسیده است که تاریخ جنگ و جهاد را نقد کنیم یانه؟ تاریخ مال مشترک همه شهروندان است. مال هیچ کس خاص نیست. میدان افغانستان اگر زمانی به دست مجاهد فتح می شده است، اما توپ و تفنگ و زیو و ماشیندار همیشه فاتح میدان نیست. اگر یک وقتهایی مجبور بودیم که به ماشینداراندازها و جنگاورها و تانک والاها افتخار کنیم، شاید جالب نباشد که تا ابد فاتح میدانها جنگاوران باشد.
علی پیام

نمی دانم آیا زمانی آن رسیده است که تاریخ جنگ و جهاد را نقد کنیم یانه؟ تاریخ مال مشترک همه شهروندان است. مال هیچ کس خاص نیست. میدان افغانستان اگر زمانی به دست مجاهد فتح می شده است، اما توپ و تفنگ و زیو و ماشیندار همیشه فاتح میدان نیست. اگر یک وقتهایی مجبور بودیم که به ماشینداراندازها و جنگاورها و تانک والاها افتخار کنیم، شاید جالب نباشد که تا ابد فاتح میدانها جنگاوران باشد. البته اگر تاریخ جهاد و جنگ را نقد می کنیم تخطئه مفهوم مقدس جهاد نیست. جهاد یکی از فروع دین ماست. اما فاتح دایمی میادین تاریخ ما ثابت نیست.

همین هفته های آخر یکی از محاهدین سپید موی عرصه جنگ و جهاد در یکی از مراسم در کابل طی سخنانی گفت: "تا این میدان را مجاهد فتح نکند، هیچ کسی فتح نمی تواند." این سخن، تیتر رسانه های تصویری شده است. از آن ببعد هرگاه تلویزیونهای پایتخت را روشن کنیم، همین مرد مجاهد سپید موی و کهن سن روی صفحه ظاهر می شود که می گوید: تا این میدان را مجاهد فتح نکند، هیچ کسی فتح نمی تواند." این مرد سپید موی که تارهای مویش را در جنگ سپید کرده است چهره تلویزیونی شده است و این سخن، تیتر رسانه ها. این مرد مجاهد همچنان به دورانهای تفنگ و توپ سیر می کند. هنوز بوی باروت اسشمام می کند.نقد جنگ و جهاد افغانستان

شاید این سخن برای مجاهدین و مردان جنگاور جالب باشد. شاید افتخارات جنگ و جهاد برای مجاهدین و جنگاوران نسلی که عمری را در پای جنگ و جهاد ریخته است، جالب و افتخار آمیز باشد. اما برای نسل بعد از جنگ که نسل منتقد است دوران جنگ و جهاد تنها افتخاراتی نیست که نتوان درباره اش چیزی گفت.
نمی دانم آیا زمانی آن رسیده است که تاریخ جنگ و جهاد را نقد کنیم یانه؟ تاریخ مال مشترک همه شهروندان است. مال هیچ کس خاص نیست. میدان افغانستان اگر زمانی به دست مجاهد فتح می شده است، اما توپ و تفنگ و زیو و ماشیندار همیشه فاتح میدان نیست. اگر یک وقتهایی مجبور بودیم که به ماشیندار اندازها و جنگاورها و تانک والاها افتخار کنیم، شاید جالب نباشد که تا ابد فاتح میدانها جنگاوران باشد. البته اگر تاریخ جهاد و جنگ را نقد می کنیم تخطئه مفهوم مقدس جهاد نیست. جهاد یکی از فروع دین ماست. اما فاتح دایمی میادین تاریخ ما ثابت نیست.

برای نسل منتقد امروز جنگ دو قسم است: جهاد مشروع و جنگ نامشروع. جهاد مشروع همان دفاع مشروع است. اما جنگ نامشروع زمانی است که جهاد از خط جهاد خارج بشود. تاریخ سی ساله ما تاریخ جنگ است. در این تاریخ دو نوع جنگ را تجربه کرده ایم. ابتدای جنگ علیه نیروهای اشغالگر شوروی، جنگ، به معنای جهاد بود. اما در همان زمانی که جنگ افزارهای خارجی و پول خارجی به نفع مجاهدین وارد مرزهای کشور شد و افغانستان عرصه جنگ نیروهای خارجی گردید، جهاد رنگ باخت. این زمان، زمانی است که جهاد صبغه تقدس خود را از دست داد و افغانستان صحنه حضور جنگ افزارهای خارجی گردید. خصوصاً اینکه رنگ تاریخ مقدس جهاد با شروع جنگهای تلخ و زقوم زنگ زد. به باور من اگر مردان سپید موی جهاد و جنگ به جنگهای داخلی سالهای کابل افتخار کند، جای تأمل دارد.

به زعم من مصداق اکمل شهید ناضرحسین است. مجاهدی که با بیل و تفنگ چره ای و موش کش و سرپر به طرف کاسی مرکز ولایت غور رفت تا با نیروهای دولت کودتاچی نورمحمد ترکی بجنگد. و در همین جنگ کشته شد. اما بعدش وقتی که خروارها جنگ افزار از مرزهای پاکستان وارد دیار و آبادی ما می شد، جنگ افغانستان مصداق اکمل ضرب المثلی شد که می گویند: "دو پانزده یک سی است." در این دو پانزده یک سی، نورمحمد ترکی و حفیظ الله امین با تفنگ روسی جنگ می کردند و مجاهدین با تفنگهای چینایی و امریکایی.
به باور من مطلق نگری جالب نیست. هر مقطع تاریخی برای خودش فاتح میدان لازم دارد. هر چیزی تاریخ مصرف دارد. برای نسل منتقد امروز هیچ چیزی ثابت نیست. هیچ چیز ابدی نیست. تاریخ نسل امروز تاریخ سیال خواهد بود.
تاریخ جهاد و جنگ کشور من تاریخی است که نقد و بررسی می خواهد. خیلی دور نمی روم. سخنم را از جهاد علیه نیروهای حکومت کودتاچی ترکی شروع می کنم.
الان که پرونده تاریخ جنگ بسته شده است، مجبورم بگویم تجاوز اتحاد جماهیر شوروی و قوتهای خارجی مقابل اتحاد شوروی در یک پله ترازو قرار داشت. الان هم وضع فرق نکرده است. همواره تاریخ کشور من تاریخ جعلی و سکه های تقلبی است. اکنون هم دولت و هم گروه مخالف و معاند دولت جریان صحیح تاریخی را کشف نتوانسته اند. اگر نیروهای امارت اسلامی طالبان در عرصه نظامی حضور دارند، با کمک جنگ افزارهای خارجی حضور دارند. مجاهدینی که به قصد جهاد وارد کارزار با دولت آقای کرزی می شوند، خیلی شبیه نیروهای شوروی هستند که در زمان حکومت خلق و پرچم به افغانستان آمده بودند.

نقد جهاد افغانستان نقد تفکری است به نام "تفکر جهادی افغانستان". نقد جهاد افغانستان نقد تاریخ این کشور نیز است. در متن تفکر جهاد دو طرز تفکر قرار دارد. اولا، یک تفکر تفکری است که نانش با جهاد گره خورده است. دوم، مجاهدان تاریخ مصرف گذشته ای وامانده و دشت مانده و شکست خورده ای است که از روز نخست جهاد علیه نیروهای دولت نورمحمد ترکی دست به اسلحه برده است اما اینک دستش از آسمان کنده است و پایش از زمین. این تیپ، افرادی هستند همانند کور کرکر رمه به دنبال رمه. غافل از اینکه رمه به کجا می روند. انسانهای که آگاهانه تغافل کرده اند. البته هم این گروه هم آن گروه هردو گروه غفلت زده های بوده اند. گروه کور کرکر رمه از این جهت غفلت کرده اند که ندانسته به دنبال رمه راه افتاده اند. گروه دوم گله بانانی بوده اند که گله را به سوی چراگاه رانده ند اما غافل از اینکه راه چراگاه راه به ترکستان است. اما همین عده حداقل امروز فایده مالی برده اند. دارایی و اموال بادآورده اش امکاناتی را فراهم کرده است که بچه هایش به راحتی درس می خوانند.
نه تنها تاریخ جنگ ما تاریخ کور کرکر رمه است، بلکه تاریخ افرادی نیز هست که یک سر نخ به بیرون مرزها بوده است.

جنگ و جهاد رسم جنگی این سرزمین است. از جهاد علیه انگلیسیهای که اینک حافظ ارزشهای ماست تا جهاد علیه روسها و جهاد علیه حکومت کرزی. در این سرزمین هیچ چیزش با قاعده نیست. نه جهادش نه تاریخش. واقعیت این است که (به قول مرد سپید موی جهاد) تاریخ ما ثابت است. تاریخ ما سترون است. ذهن ما نیز سترون است. دایم درجا حرکت می کنیم. همه چیز برای ما ثابت است. سترون به معنای تحجر است. تحجر به معنای حجر است. تاریخ ما حجر است. تاریخ ما سنگ است.

تاریخ کشور ما لبریز از عناوین غازی، جنگاور، مبارز و مجاهد است. شروع تاریخ کشورم با الفبای جنگ شروع می شود. این است تاریخ سترون ما. لایتغیر و ثابت و همیشه ثابت. مرد سپید موی جهاد و جنگ درست گفته است: "تا این میدان را مجاهد و جنگاور و جنگی و مبارز فتح نکند و تا میدانداران عرصه تاریخ کشور مجاهد نباشد، هیچ کسی نخواهد بود." این، قانون لایتغیری است که همواره در پای غازیان و جنگاوران ریخته است. آیا می شود تصور کرد که خشت کوچک تاریخ روی شانه های دیگر افراد نیز گذاشته شود؟ شاید. ولی وقتی که ذهن ما تغییر کند. و وقتهایی که به درک متعالی سهم مساویانه افراد در چرخش تاریخ پیدا کنیم. و وقتهایی که ایمان بیاوریم به تحول و تغییر تاریخ، جریان تاریخ و اجتماع ما به سوی و سمت پویا حرکت خواهد کرد. آن وقت لایتغیر نخواهد بود. ایمان به تغییر ذهنها و تحول تاریخ، ایمان نسل امروز است.
نقد تاریخ جنگ و جهاد نفی مفهوم مقدس جهاد نیست. همچنین نفی مجاهدتهای مجاهدینی نیست که حقیقتاً جهاد کرده اند. چیزی که واضح است نقد به معنای نفی نیست. بلکه سیاه و سفید کردن برگهای تاریخ کشور است. و تشخیص سره از ناسره.
/
عربستان و طرح بازگرداندن طالبان
افغانستان برعلاوه اینکه میدان جنگ میان غرب و القاعده، غرب و ایران، هندوستان و پاکستان است، دو کشور رقیب "ایران و عربستان" را نیز واداشته است تا درین کشور به تصفیه حساب شان بپردازند.
استراتژی برای موفقیت در افغانستان
اداره اوباما با یک معمای قابل حل در افغانستان ، که تعداد محدود افراد شامل در اداره قبلی آن را می دانند؛ مواجه است. امریکا نمی تواند، از مسئله افغانستان صرفنظر کند و یا هم از این کشور خارج شود، اما ادامه استراتژی فعلی ما را به این نقطه خواهند رساند.
تعطیلی پایگاه هوایی منس؛ از نمایش تا واقعیت
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که کمک های در ازای بستن پایگاه هوایی منس و خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان به این کشور پیشنهاد شده است. سوال اینجاست که آیا در صورت خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان و بسته شدن پایگاه منس، روسیه به پرداخت این مبلغ به قرقیزستان مبادرت خواهد ورزید؟
دست کرزی و دامان پیر
بدنبال نامزد شدن علی احمد جلالی و اشرف غنی احمدزی، آقای کرزی در میان دو گروه رقیب که عبارت از اسلام گراهای پشتون و تیم تکنوکرات این قوم قرار گرفت. کرزی بارها کوشش کرد با حزب اسلامی و گروه طالبان نزدیک شود و از طرفداران این گروه در مقابل تکنوکرات های چون اشرف غنی احمدزی و علی احمد جلالی استفاده کند
نگاهی به دلایل آمدن و رفتن آقای کرزی
هرکسی که بیاید "کرزی" است
دولت افغانستان در محاصره کامل طالبان، سفیر یا نماینده دولت آمریکا، فرمانده آیساف، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان ناتو، پاکستان، هند، ایران، شورای ملی افغانستان، احزاب سیاسی خرد و کلان، گروههای دفاع از حقوق بشرو ... قرار دارد.
نظرات [0]



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
 پنجشنبه، 20 حوت 1388
Thursday, March 11, 2010
خبرنامه
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .


عضویت لغو عضویت
تبلیغات
Afghan Press
آمار و اطلاعات
بازديد امروز:155
بازديد ديروز: 393
بازديد از ابتدا:740529
بازدید کننده آنلاین: 7