× تعداد بازدید: 981در برخی از ولایات افغانستان به لانه زنبور" شاد زنبور" نیز می گویند. اما اینکه شاد زنبور همان شهد زنبور است یا خیر، به دنبال بررسی شاد زنبور نیستیم. بلکه منظور ما این است که شباهتهای بسیار قوی بین شاد زنبور و شهر کابل می باشد. شما چه فکر می کنید؟
تحلیل شاد زنبوری از شهر کابل
آیا هیچگاه به نزدیک لانه زنبور رفته اید؟ اگر رفته اید، خوب می دانید که بین شهر کابل و شاد زنبور قرابت و شباهتی هست. اگر باور ندارید یک روز با دید شهر نشینانه در سطح شهر بخصوص کوته سنگی و محلات پل سرخ و سرگ دارالامان بگردید. آن وقت قطع پیدا خواهید کرد که شهر کابل، شهر آدمیان نیست بلکه شاد زنبوران است. یعنی چه؟
اولا وقتی که در خیابانهای کابل بگردی، رانندگان بیگانه از فرهنگ رانندگی را می بینی که بدون هیچ رعایت شهروندان و آرامش محیط دستشان بر روی آرنگ موتر گذاشته است و مرتب آرنگ می کنند. اینها تربیت ندیده هایی هستند که رانندگی می کنند. دوم، اگر در خیابانها گردش کنی، می بینی که سر هر کراچی سوداگر دوره گرد بی نوا یک ضبط صوت کلان گذاشته است و یا رادیوی آرمان روشن است، صدای موسیقی اش تا فاصله های دور پخش می شود. سوم، می بینی که بر سر دروازه های مارکتها و پاساژها بلندگوهای قوی نصب است و رقم رقم آهنگها و موسیقی پخش می شوند دقیقا تو را به یاد شاد زنبور می اندازد. چهارم، اگر بخواهی به رستورانها و چایخانه ها بروی تا یک پیاله چای و یا غذا را در محیط آرام نوش جان کنی، مشاهده می کنی که تلویزیون صدایش چنان کر کننده است که گوشهایت را می گیری و بیزار می شوی از نان و غذا و یا چای. وقتی بیرون می شوی، می بینی که علاوه بر صدای بلند تلویزیون یک بلندگوی قوی روی دروازه رستوران نصب است و با آخرین قدرت موسیقی پخش می کند.
رابطه شاد زنبور و فرهنگ زندگی مردم
وقتی که بخواهی درر شهر گشت بزنی، قدم به قدم می شنوی که مرتب صدای بلندگوهها بهم می پیچند: به تلفنخانه خوش آمدید. داخلی 10 افغانی و خارجی 15 افغانی، ظن قوی شاد زنبور بودن شهر کابل به یقین تبدیل می شود. و زمانی که صدای ژنراتورهای روشن پیش دکانها اجازه نمی دهد که حتا صدای رفیقت را بشنوی که با تو در حال صحبت هست، حس می کنی که تو هم یک زنبور هستی. شهر کابل، شاد زنبور است نه شهر آدمیان. و وقتی که می بینی که شهر به شاد زنبور تبدیل شده است، به این نتیجه می رسی که یک رابطه بین شهریان و شاد زنبور و شهرداری برقرار است. آن وقت به وضوح می بینی که امنیت روانی و آرامش از شهرهای افغانستان سالهاست که رخت بربسته است. شهر تبدیل به شاد زنبور شده است.
آلودگی صوتی یکی از زیانبارترین آلودگیها
مدیران شهری و شهرداری موظف است تا الودگی صوتی را کنترل کند. بدین ترتیبب شاد زنبور را تبدیل به شهر بسازد. برای بیرون آوردن شهر از حالت شاد زنبور باید مکانهای آلودگی صوتی را شناسایی کند. باید فرهنگ سازی کند تا دکانها، مارکتها، هتلها و رستورانها و سوداگران دوره گرد از آلودگی صوتی پرهیز کنند. نجات شهر از شاد زنبور به شهر آدمیان جهاد بزرگ خواهد بود. مقرره وضع کنند تا افراد متخلف مجازات شوند. تولید صدا را مخصوصاً در محیط عمومی کاهش دهند و به حداقل برسانند. برای این کار برنامه ریزی کنند. بروشورهای و اعلامیه ها و مکافاتها و مجازاتها را در دستور کار قرار دهند. مردم را تشویق به حذف آلودگی صوتی کنند. جامعه را تربیت کنند. دانش آموزان را آموزش بدهند. در هنگام امتحان رانندگی و دادن جواز سیر قطعاً یکی از موادش این باشد که در محلهای مسکونی و خیابانها بی موقع و در غیر ضروری آرنگ نکنند. در صورت آزنگ جریمه تعیین کنند. مارکتها، سرایها و رستورانها و دکانها حق نداشته باشند موجب آلودگی صوتی شوند. در صورت تخلف هر متخلف شدیدترین مجازات را اعمال کنند.
مجازات یکی از انسانی ترین و بهترین شیوه های تربیت است. ضعفی که در نظام سیاسی و حکومتی جمهوری اسلامی افغانستان به ریاست آقای حامد کرزی است این می باشد که نه مکافات دارد و نه مجازات. نه تبلیغات دارد و نه آگاهی عامه. بلکه مردم افغانستان شبیه به یک گله گوسفندی می ماند که در دشتی یله باشد. یکی بع بزند و دیگری نشخوار کند. رهبری فرهنگی باید مردم را هدایت کند تا مردم از حالت گوسفندی بیرون شود. شهرها فضای مشترک همگان است. آلودگی صوتی درواقع تجاوز به حریم خصوصی شهروند دیگر است. هرکسی خواست بع بع کند، می تواند به دشت بکوه برود آنقدر بع بع کند که آخ دلش بنشیند سپس بیاید در کابل و قندهار و هرات و سایر شهرهای دیگر مانند آدم متمدن زندگی آرام و سیال و ساکت داشته باشند. نه اینکه شهر را به شاد زنبور تبدیل کنند. نه اینکه حق شهروند دیگری را غصب کنند. آلودگی صوتی غصب حریم شهروند دیگر است. این را جدی بگیریم و شهروند متمدن باشیم. به حق هموطن خود احترام قائل شویم. گوسفند نباشیم. شاید هرگز فراموش نکنم خاطره ای را که مربوط به پارسال می شود. در شهر قندهار دنبال رستورانی گشتم که کمی آرام باشد و تا حدودی از آلودگی صوتی دور شوم و شبی را در فضای آرام سپری کنم. رستوران تازه بنیادی بود. ابتدا نه صدای بلندگو بود و نه صدای موسیقی و نه آهنگهای عوامانه و کوچه بازاری و شبنم ثریا و نازیه اقبال و نه دول و دنبکهای ناهنرمندانه تاجیکی و پاکستانی و هندی و افغانی و موسیقهای کوچه بازاری ایرانی.
بیرون رستوران روی چپرکت نشستم و بوی خاک مرطوب و آب پاشیده را حس می کردم. ناگهان، مدیر رستوران یک چیزی به زبان پشتو گفت که مضمونش تقریبا این بود: "عجب خاک به سرم شده، بلندگو چرا کار نمی کنه!" و سپس کمی این طرف دوید و آن طرف دوید، بدبختانه بلند گو درست شد. آن وقت نازیه اقبال پاکستانی و عبدالله مقری و امثال آن شروع کردند به خواندن. از استقامت بلندگو خواستم فرار کنم، رفتم به سالن، سالن گوش در گوش مسافران و رانندگان نشسته بودند به سوی تلویزیون بسیار کلانی که روی دیوار تعبیه شده بود، چشم دوخته بودند. از تلویزیون شو هندی پخش می شد. تلویزیون و بلندگو تا وقت خواب گوش نگذاشت. صبح به محض که آذان بلند شد، دیدم که رستورانچی اولین کاری را که انجام داد، روشن کردن ضبط صوت بود. بعدش بلندگو بود که صبح آرام را شکست و آرامش را به هم زد. این آلودگی صوتی رسم مردم است. مردم عادت کرده به آلودگی صوتی. مردم آلوده به آلودگی صوتی است. باید تغییر ذهنیت به وجود آورد و مردم را یاد داد که حق آرامش مردم را نشکند. شکستن حریم امنیت روانی و آرامش مردم، عین شکستن قفل خانه مردم است. عین ورود متجاوزانه به حریم مسکن دیگران است. باید به مردم یاد داد که زندگی معیاری چگونه است؟
عربستان و طرح بازگرداندن طالبان
استراتژی برای موفقیت در افغانستان
تعطیلی پایگاه هوایی منس؛ از نمایش تا واقعیت
دست کرزی و دامان پیر
نگاهی به دلایل آمدن و رفتن آقای کرزی
سلام بر پیام عزیز: به راستی که چقدر زیبا نوشته ای رابطه ای میان ادمیان ساکن در کابل وزنبورهارا.وچقدر دقیق تعریف وتفسر کرده ای این زندگی زنبورواررا. به اعتقادمن روح ادمیان در افغانستان کنونی به زنجیر کشده شده است .درین فرهنگ ودیار چیزی به نام انسانیت وتعالی روح وجود ندارد.ادمیانی را می بینی به دیواسارت درامده وچون کرم درخاک وکثافات می لولند. سربلند باشی بوله
سلام پیام بزرگوار تحلیلی جالب و خواندنی به راستی چنین است این ویران بوم خیلی شباهت هست بین کابل و شاد زنبور از این شاد زنبور اصطلاح بجایی ساخته ای
سلام ! من فکر می کنم "شاد زنبور" ها درنظام اجتماعی شان قوانین و قواعدی خاص تکوینی دارند وملزم به رعایت آن هستند اما شهر های فغانستان بویژه کابل با یک بی نظمی مضحک روبه رو است که هیچ قاعده وقانونی در فتار این زنبور های به اصطلاح با شعور دیده نمی شود .
سلام دوست عزیز کجایی بابا غیبت افزون شد؟ کی می ایی این طرف؟ راستی تحلیل هایت از وضع اجتماعی بسیار جالب و در عین حال روشنفکرانه است خدا بخیر کند.