× تعداد بازدید: 1094
◄علی پیام
قسمت2
چکیده مطلب
تلویزیون یکی از مؤثر ترین و تأثیرگذار ترین رسانه هاست. در این هیچ شکی نیست. هر تلویزیون یک صداست. اگر تلویزیون هرچه بیشتر باشد، صداهای بیشتر خواهد بود. اما تولید روز افزون شبکه های تلویزیونی در افغانستان یکی از ورمهای جامعه است. چرا؟
نقد و بررسی تولید شبکه های تلویزیونی
تا آنجا که شنیده می شود تعداد 25 شبکه تلویزیونی در کابل مجوز گرفته است و تعداد چهارده شبکه تلویزیونی در حال حاضر فعال هستند. تلویزیونهای فعال عبارتند از طلوع، لمر، افغان، آریانا، ملی، نورین، آئینه، نور، شمشاد، فردا، تمدن، سبا، امروز و معارف.
کابل کوچک اینک شهر شبکه های تلویزیونی است. تولیدات شبکه های متعدد تلویزیونی در شهر کوچک، نشان جامعه متورم و ناموزون است. البته هرکس مالک مال خودش است. هیچ کسی حق ندارد مالک را از تصرف در اموالش مانع شود و بگوید: مالت را در راه اندازی شبکه تلویزیونی مصرف نکن. ولیکن مصرف درست مال بایستی موزون شکل بگیرد نه نا موزون. با آنکه هر شبکه تلویزیونی یک صداست، با آنکه شبکه های متعدد صداهای متکثر است، اما بی قواره گی خواهد بود که تنها در شهر کابل کوچک تعداد 25 شبکه تلویزیونی باشد. تولیدات روز افزون شبکه های رسانه دیداری در کابل – در شرائط حاضر - نشان دهنده این است که در جامعه نا موزون ما رهبری خردمندانه فرهنگی و اقتصادی نیست. به عبارت دیگر نهاد اجتماعی ما شکل بی قواره و متورم دارد.
این واقعیت است که تلویزیونهای آزاد و خصوصی صداهای متنوع جامعه است. شبکه دولتی فقط بازتاب دهنده دیدگاه دولت است. اگر در پهلوی آن رسانه های آزاد نباشد، ممکن است که تک صدایی در جامعه شکل بگیرد. ولیکن در شهر کوچک کابل و شهروندان آن شاید استعداد این همه شبکه های تلویزیونی رنگارنگ نداشته باشند. با این یقین که تکثر صداها نیاز جامعه امروزی است. اما تکثر از خودش قواره دارد. نه اینکه شکل مد بگیرد و هرکس که مقداری پول داشته باشد، آناً یک شبکه دایر کند. تکثر فرهنگی و تنوع صداها ذاتاً ریخت و شکل مناسب و موزون دارد.
یکی از عیبهای تولیدات رسانه های دیداری در کابل تراکم شبکه های متراکم در شهر کوچک کابل است. افغانستان فقط کابل نیست. افغانستان دارای جغرافیای ارضی و انسانی وسیع است. عدم توزیع عادلانه و مناسب امکانات فرهنگی باعث می شود که مردم سایر ولایات از امکانات فرهنگی محروم گردد. شاید یکی از نشانه های جامعه متورم یک بام و دو هوا بودن باشد. یعنی در ولایات جنوبی نگاه کردن به تلویزیون و نگاه داشتن تلویزیون حرام است. و در اکثر ولایات دیگر مردم از دسترسی به برنامه های تلویزیونی محروم است. اما در پایتخت کوچک هر روز یک شبکه تولید می شود. آنهم بدون درنظرداشت تولید برنامه های مفید. تا آنجا که پیداست مدیریت فرهنگی و تولید برنامه های مفید و متنوع کمتر به چشم می خورد. در برخی موارد کنترل و نظارت فرهنگی و مهندسی نیز دیده نمی شود. در حالی که در خیلی از کشورها نظارت و مدیریت حاکم بر رسانه های دیداری است. به طور مثال دولت سویدن محدودیتها و ممنوعیتهای کلی برای آگهی برای بچه های پایین تر از سن دوازده سالگی در سال 1991 وضع کرده است. و یا در ایسلند ساعتهای پخش تلویزیونی تا سال 1984 محدود شده بود و هیچ برنامه تلویزیونی در روزهای پنجشنبه یا در تمام طول ماه ژوئن پخش نمی شد. در ایالات متحده امریکا نشان داده است که تصویرسازی گاهگاهی از جنایات، مخصوصا جنایات جوانان و افراد کم سن و سال، باعث ایجاد موضوع سندروم و بیماری جهانی شده است. در بررسی در میان تماشاچیان تلویزیون، میزان این جنایات و خلافها خیلی بیشتر از دیگر افراد است.1 در صورتی که پخش برنامه های خشن مانند کشتی کج بدون هیچ ملاحظه ای از شبکه های تلویزیونی افغانستان پخش می شود و هیچگاه پیامدها و ابعاد تخریبی آن ملاحظه نمی شود.
پینوشتها
عربستان و طرح بازگرداندن طالبان
استراتژی برای موفقیت در افغانستان
تعطیلی پایگاه هوایی منس؛ از نمایش تا واقعیت
دست کرزی و دامان پیر
نگاهی به دلایل آمدن و رفتن آقای کرزی