× نسخه مناسب چاپ
× نسخه مناسب ذخیره
× ارسال به ایمیل دوستان
× نظرات [3]
× اندازه متن: بزرگتر  کوچکتر
× تعداد بازدید: 1073

علی پیام
سه شنبه، ۱۹ شهریورماه ۱۳۸۷
نقد و بررسي توليد مؤسسات تحصيلات عالي
جامعه متورم افغانستانی
توسعه آموزش عالی نشانگر توسعه اجتماعی است. اما این مهم در جامعه متوازن صدق می کند نه در جامعه متورم افغانستان. جامعه فعلی افغانستان جامعه متورم است. رشد نا متوازن و نا موزون و ورم کرده! در این نوشته به یکی از ورمها و التهابهای فیزیکی و روحی این جامعه بی قواره اشاره می کنیم.

علی پیام


قسمت 1

توسعه آموزش عالی نشانگر توسعه اجتماعی است. اما این مهم در جامعه متوازن صدق می کند نه در جامعه متورم افغانستان. جامعه فعلی افغانستان جامعه متورم است. رشد نا متوازن و نا موزون و ورم کرده! در این نوشته به یکی از ورمها و التهابهای فیزیکی و روحی این جامعه بی قواره اشاره می کنیم.

امروزه شاهد فعالیت چندین مؤسسه تحصیلات عالی در کشور هستیم. هر روز که می گذرد می بینیم یک مؤسسه آموزش عالی خصوصی تولید شد. تا آنجا که می دانیم در طی ماههای آخر مؤسسات تحصیلات عالی زیر آنهم فقط در شهر کابل شروع به فعالیت کرده اند:

1-      مؤسسه تحصیلات عالی باخترعکسی از تبلیغات موسسه تحصیلات عالی کاردان

2-      مؤسسه تحصیلات عالی کاردان

3-      مؤسسه تحصیلات عالی چراغ

4-      مؤسسه تحصیلات عالی دقیق

5-      مؤسسه تحصیلات عالی میوند

6-      مؤسسه تحصیلات عالی مریم

7-      مؤسسه تحصیلات عالی باختر

8-      مؤسسه تحصیلات عالی کاتب

9-      مؤسسه تحصیلات عالی خاتم النبیین

10-    مؤسسه تحصیلات عالی حکمت

البته شنیده می شود که دو مؤسسه تحصیلات عالی دیگر نیز فعال شده اند. و قرار است که چهار دانشگاه خصوصی نیز به همین زودیها به ثبت برسند. دوست من یک روز گفت: "یکی به من گفته است که به این زودیها چهار دانشگاه خواهم زد." وقتی این سخن را شنیدم، خنده ام گرفت و گفتم: مگر دانشگاه غژدی کوچی است که فورا بشود ستونهایش را برپا کرد! آنهم چهار دانشگاه در زمان اندک، یعنی ظرف چند روز!

این تولیدات روز افزون و بیش از حد دانشگاههای خصوصی در حالی است که میزان فارغین صنوف دوازدهم شاید آنقدرنباشد که بیشتر از ظرفیت دانشگاههای موجود افغانستان باشد. مگر اینکه واقعاً بگوئیم بازار جعل اسناد آنقدر گرم است که فارغین صنوف دوازدهم از ظرفیت دانشگاههای فعلی و فعال افغانستان بیشتر باشد. البته در جعل اسناد مدارس متوسطه شک نیست. همین چند روز قبل نزد یکی از دوستانم بودم. دوستم یکی از مسؤولین است. در حالی که با هم اختلاط می کردیم برایش تلفن آمد. دوستم از این طرف خط می گفت: "صحیح، صحیح برت جور می کنوم... برادر! دیپلم برایت می کشوم که بدون هیچ مشکلی در وزارت معارف تأیید شود، هزار دالر امریکایی تمام میشه."


نقد و بررسی تولید مؤسسات تحصیلات عالی
در حالی که تولید روز افزون آموزشگاههای عالی یکی از ورمهای جامعه افغانستانی است، اما از جهتی بجا نیز هست. چرا؟ برای اینکه دانشگاههای دولتی نهادهای سترون و منجمد و فسیل شده ای اند به حدی که تحصیل کرده های دانشگاههای خارج از کشور حق ورود ندارند، به هر بهانه ای و هر سمت گیریها و جهت گیریهایی. یعنی اگر یک نفر تحصیل کرده دانشگاه از خارج برگشته بخواهد وارد کادر هیئت علمی یا اداری دانشگاه کابل شود، به هر بهانه ای راه ورود بسته است. زیرا دانشگاههای موجود افغانستان ماترک و یا ارثیه یک عده افرادی هستند که به نحو تمامیت خواهی اجازه ورود نیروهای تازه نفس را نمی دهند و بهر بهانه ای راه ورود را سد می کنند. نمونه های زیادی موجود است که افراد تحصیل کرده در مقاطع ماستری و دکتری از خارج برگشته اند و متقاضی کار در دانشگاه کابل و سایر دانشگاههای کشور شده اند و صلاحیت علمی هم داشته اند اما در آخرین مرحله به بهانه هایی راه تازه وارد را سد کرده اند.

با توجه به مسدود بودن دروازه های دانشگاههای دولتی بر روی تحصیل کرده های از خارج برگشته و حصارهای محکم و قفلهای زنگ زده بر دروازه های آن، تولید روز افزون دانشگاههای خصوصی موجب چند کار و یا چند فایده خواهد شد.

اولا، بهترین نیروهای تحصیل کرده و آپدیت و جوان را جذب خواهند کرد و دانشگاههای دولتی همچنان فرسوده تر و پیرتر و از کار افتاده تر و حصار شده تر باقی خواهد ماند. دانشگاههای دولتی با همان اساتیدی خواهد ماند که هنوز چپترهای دهه چهل و پنجاه را به خورد دانشجویانش می دهند. و دانشجویان را از هر نوع تفکر و تدبر و تحقیق و تفحص مانع می شوند.

دوم، ممکن است مؤسسات تحصیلات عالی خصوصی، مراکز آموزش عالی دولتی را در تنکنا قرار بدهند، زیرا مؤسسات تعلیمات عالی خصوصی با صرف هزینه های ممکن و ارائه آموزش به روز و پیشرفته تر موجب ناچل شدن مراکز آموزش عالی دولتی خواهند شد. البته ممکن است که قضیه عکس باشد. بدین معنا که شاید جو رقابت باعث شود تا دانشگاههای دولتی در صدد آپدیت دستگاه تعلیمی و اداری شان برایند. اما تا آنجا که می دانیم وزارت تحصیلات عالی افغانستان به عنوان یکی از مراکز تعلیمی دولتی از اصلاحات اداری می ترسند و هنوز تن به اصلاحات نداده اند. چرا؟ زیرا کارمندان اداری وزارت تحصیلات عالی دارای تحصیلات پائین هستند و آپدیت شده هم نیستند، می ترسند که در جریان اصلاحات از چرخه کارمندی خارج شوند. بدین جهت هرگز حاضر نیستند که وزارت تحصیلات عالی اصلاحات شوند.


سوم، از سوی دیگر تولید روز افزون مؤسسات عالی مشکل ساز نیز خواهد شد. زیرا موجب دو شقه شدن جامعه خواهد گردید. بدین معنا که افراد بی پول و منال آرام آرام از گردونه تحصیلات عالی و دسترسی مساویانه تعلیمات دانشگاهی و در نتیجه مشارکت در اداره عامه کشور خارج خواهد شد.

به طور نمونه یکی از مؤسسات تحصیلات عالی در کابل در  هر ماه از دانشجویانش مبلغ 4900 افغانی معادل صد دالر امریکایی و در هر سمستر مبلغ 19500افغانی معادل چهارصد دالر امریکایی شهریه اخذ می کند. این در حالی است که درآمد عموم مردم در ماه به صد دالر امریکایی نمی رسد. تا آنجا که می دانیم کلیه کسانی که در مراکز تحصیلات عالی خصوصی مشغول به تحصیل هستند عموماً کارمندان مؤسسات خصوصی هستند که معاش بالا دارند.

چهارم، تمام مؤسسات عالی در پایتخت کوچک افغانستان متمرکز شده اند. این، موجب توزیع نامناسب دسترسی تمام شهروندان کشور به تحصیلات عالی خواهند شد. و این، عین بی عدالتی است.


نتیجه گیری

بهر حال، روند تولید مؤسسات تحصیلات عالی آنهم فقط در شهر کابل کوچک نمونه دقیق از جامعه متورم است. جامعه ای که نا متوازن به رشدش ادامه حیات می دهد. باز هم جامعه ای که شاید به آن اندازه استاد معیاری و تحصیل کرده نداشته باشد تا دانشجویان عالم و دانشمند و فرهیخته و به درد بخور تربیت کنند. واهمه اینجاست که نشود این مؤسسات، تعلیم دیده های بادکنکی و تحصیل کرده های سرتیفیکیتی وارد جامعه متورم سازند. نشود که استادان سرتیفیکیتی دانش آموختگان بی دانش را در حیات جامعه تزریق کنند. زیرا تحصیلات عالی و تعلیمات دانشگاهی آنقدر ساده و پیش پا افتاده نیست که جامعه متورم افغانستانی تصور می کند. نشود که مؤسسات تحصیلات عالی تولیدی ما، همان قصه مرد کوچی را تمثیل کند که در آبادی پائین می شود و به ملای آبادی می  گوید: "ملا صاحب! بچه مرا ملا کن که کوچ و اشتران در حال حرکت اند."

عربستان و طرح بازگرداندن طالبان
افغانستان برعلاوه اینکه میدان جنگ میان غرب و القاعده، غرب و ایران، هندوستان و پاکستان است، دو کشور رقیب "ایران و عربستان" را نیز واداشته است تا درین کشور به تصفیه حساب شان بپردازند.
استراتژی برای موفقیت در افغانستان
اداره اوباما با یک معمای قابل حل در افغانستان ، که تعداد محدود افراد شامل در اداره قبلی آن را می دانند؛ مواجه است. امریکا نمی تواند، از مسئله افغانستان صرفنظر کند و یا هم از این کشور خارج شود، اما ادامه استراتژی فعلی ما را به این نقطه خواهند رساند.
تعطیلی پایگاه هوایی منس؛ از نمایش تا واقعیت
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که کمک های در ازای بستن پایگاه هوایی منس و خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان به این کشور پیشنهاد شده است. سوال اینجاست که آیا در صورت خروج نیروهای آمریکایی از قرقیزستان و بسته شدن پایگاه منس، روسیه به پرداخت این مبلغ به قرقیزستان مبادرت خواهد ورزید؟
دست کرزی و دامان پیر
بدنبال نامزد شدن علی احمد جلالی و اشرف غنی احمدزی، آقای کرزی در میان دو گروه رقیب که عبارت از اسلام گراهای پشتون و تیم تکنوکرات این قوم قرار گرفت. کرزی بارها کوشش کرد با حزب اسلامی و گروه طالبان نزدیک شود و از طرفداران این گروه در مقابل تکنوکرات های چون اشرف غنی احمدزی و علی احمد جلالی استفاده کند
نگاهی به دلایل آمدن و رفتن آقای کرزی
هرکسی که بیاید "کرزی" است
دولت افغانستان در محاصره کامل طالبان، سفیر یا نماینده دولت آمریکا، فرمانده آیساف، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان ناتو، پاکستان، هند، ایران، شورای ملی افغانستان، احزاب سیاسی خرد و کلان، گروههای دفاع از حقوق بشرو ... قرار دارد.
نظرات [3]
علی    چهارشنبه، ۹ بهمن ۸۷ :: ۲:۴۲ صبح
اقای پیام موضوع جالبی بود خسته نباشید و اما اقای امین از جاغوری فکر کنم این طور نظر دادن زیاد مودبانه نباشد : (در مورد شکاف اجتماعی که شما گفته اید که از تحصیلات خصوصی ناشی خواهد شد. یک گپ مفت است)
سید حمزه هاشمی    سه شنبه، ۲۱ آبان ۸۷ :: ۵:۴۸ بعدازظهر
سلام من سید حمزه هاشمی هستم ودر زابل زندگی می کنم رهبران امریکا هرچه باشند برای کشور خود هستند وشما سعی کنید به فکر مرد کشور خودمان باشید
امین جاغوری    سه شنبه، ۱۹ شهریور ۸۷ :: ۷:۴۷ بعدازظهر
آقای پیام از اینکه به موضوع پوهنتون و تحصیلات عالی پرداخته اید‘ نوشته تان را قابل تامل دانستم‘ درحالیکه همه دارند از مزخرفات سیاست افغانی می نویسند و جنجال بزرگان این جامعه بی پوهنتون و بی سواد هم این است که دانشگاه بگوییم یا پوهنتون. دونکته را خواستم یاد آوری کنم: اول دروازه های تحصیلات عالی صرف به دلیل مخالفت کادر کهنه بروی استادان جدید بسته نیست‘ مشکل مساله خرابی و فرسودگی سیستم در کل وزارت است که شما متوجه شده اید‘‌مساله دوم معاش پایین و حتا ناچیز پوهنتونهای دولتی است که برای یک استاد مشکل است که با 10 تا 15 هزار افغانی در کابل گذران فردی اش شود چه رسد به زندگی و فامیل. دوم‘ نگرانی شما در مورد توانایی متقاضیان تحصیلات عالی و فیس دانشگاه ها نگرانی بی مورد است. کسانی که به تحصیلات خصوصی رو می آورند خودشان توانایی مالی شان را سنجیده و اقدام می کنند. و اتفاقا فیس و مصارف تحصیلی درکابل بسیار کم است. در مورد شکاف اجتماعی که شما گفته اید که از تحصیلات خصوصی ناشی خواهد شد. یک گپ مفت است که تمام مکتب رفتگان ما با خمیرمایه فکری کمونیستی که دارند (چه از اسلامیستهای و شیخ های تربیه شده از ایران آمده و چه شعله ای ها لینیستی های که حال شعار لیبرال بودن را سر می دهند مثل تعدادی از وزرای ما) همگی نگران طبقات پایین این خلقند. ولی تجربه نشان داده که راهی را که ملت های متمدن و توسعه یافته جهان رفته اند‘ همگی باید بروند حتا چین کمونیست و هند ملی گرا و .......
URL:



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
 پنجشنبه، 11 سنبله 1389
Thursday, September 2, 2010
خبرنامه
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .


عضویت لغو عضویت
تبلیغات
Afghan Press
آمار و اطلاعات
بازديد امروز:267
بازديد ديروز: 265
بازديد از ابتدا:785544
بازدید کننده آنلاین: 7