× تعداد بازدید: 14580امروزه واژه هایی مثل فرق ، تفاوت ، تناقض و نابرابری و... بین زن و مرد در بررسی های اجتماعی و تحقیقات روشنگرانه زیاد به چشم می خورد اما متاسفانه به دلیل عدم آگاهی کافی از متون دینی و سواد اسلامی و حتا ادبیات تحقیق ؛ این کلمات در جایگاه خود استفاده نمیشوند و بار معنایی دیگری به مخاطب القا می کنند و در سطح کلان واژه هایی مانند فمنیسم ، جنسیت و زن گرایی ، روشنفکری زن و فمنیسم اسلامی !! که در این موارد باید ابتدا نویسنده بداند که در نوشته اش چه می خواهد و چه روشی را در معنا و نگارش متن خود دنبال می کند و از نگاه انسان شناسانه با چه جهان بینی و فکر اولیه ای وارد بحث شده تا در جهت گیری خود در بیان معنا و مفاهیم و نوع استدلال ، دچار چند پهلویه گویی نشود طوری که مشخصا در بین نویسنده های جوان زیاد دیده می شود .
اصولا یک " انسان " خلق شده تا در زندگی خود بندگی کند و با زندگانی سالم خود جانشین خدا روی زمین باشد یعنی خدا گونه " وجودش " را تکامل بخشد همچنین می توان از آن به بیان ساده تر، سلوک معنی و زندگی مبتنی بر خرد سالم ( تعقل ) دانست . لازمه ی این کار ظرفیت های درونی است که خداوند در " انسان " به ودیعت گذاشته .
خداوند انسان را خلق کرد و بر اساس حکمتی که داشت او را به دو جنس زن و مرد تقسیم کرد حالا اگر خلقت انسان را صورت سازی و سیرت بخشی بدانیم می بینیم که در صورت دهی و ظاهر بخشی ، زن و مرد طوری کار شده که ارتباط شان ایستاده بر نیاز به همدیگر است که در زندگی مکمل هم اند . اما جنسیت در دارایی های " انسان " با توجه به نوع خطاب در آیات قرآن و تجربه ی بشر در تاریخ هرگز راه پیدا نکرده .
مانند هدف خلقت آدم ؛ که خداوند در قران می فرماید : ما خلقت الانس و الجن الا لیعبدون مراد از این ایه اینطور است که هدف از خلقت انسان عبودیت است نگفته هدف از خلقت مرد یا زن ! همچنین در مورد راه راست می فرماید : " اَلَمْ اَعهد اليكُم يَا بَني آدمَ اَنْ لاتَعبُدوا الشيطانَ اِنّه لَكُم عدوٌّ مبينٌ وَ اَنِ اعبُدوني هَذا صِراطٌ مستقيمٌ " در این جا خطاب به بنی آدم است نه به زن و نه به مرد و هنمینطور است مسله ی دمیدن روح و پدیده ی فطرت و وجدان و بار امانت و ... مراد من در بالا از بحث زیر بنایی بودن تحقیق در زمینه ی زن نکاتی از این قبیل بود که یاد کردم البته توضیح و تحلیل و ترتیب انها حوصله ای دیگر می خواهد که از عهده ی این نوشته ی کوتاه خارج است خلاصه اینکه در جهان بینی اسلامی در مسئله ی خلقت و ایجاد توانایی ها و ظرفبت ها و دارایی ها مقوله ی جنسیت راه پیدا نکرده و او ( " انسان " یا " بنی آدم " ) را خواسته تا خداوار زندگی کند و به قول خود جانشین او در روی زمین باشد . زن و مرد در خلقت و ظرف وجودی ( استعداد ) و برخورداری از ارزش ها مساوی اند و در یک مقام به نام " انسان " قرار میگیرند .
مقوله ی " مطالعه ی روبنایی و بیرونی زن " ایستاده بر هویت و منزلت فردی و اجتماعی او است که در واقع حقوق و جایگاه او به عنوان شهروند مسلمان و آزاد رقم می خورد . زن ابتدا به شکل یک فرد در جامعه است ( خانواده – آموزش ابتدایی – آموزش عالی ) اما با رشد ظرفیت آگاهی و شعور اجتماعی و همچنین نیاز فطری برای اجتماعی زیستن وارد جامعه می شود و در واقع دنبال نوعی " مشارکت اجتماعی " است . کتاب و سنت بزرگان دین هیچگاه تاکید بر انزوای زن در جامعه نداشتند و منزلت او را محدود به خانه و شوهر و تربیت نمی دانستند گر چه خانه داری و ایفای نقش مربی انسان از وظایف عالی زن است و او باید به خود ببالد اما در جای جایی از احادیث به آموزش زن و مشارکت او در جامعه حتی مشارکت سیاسی بر می خوریم . دین برای حضور زن و مرد در جامعه ضوابط و هنجار هایی قایل است .
رسول اکرم صل الله علیه واله و سلم می فر مایند : زنان همتایان مردان اند ( اِنّما النّساءُ شَقائِقُ الرجال ) و همچنین می فرمایند که بهترین شما کسی است که با زنان بهترین باشد («خيارُكُم خِيارُكُمْ لِنِسائهِمْ ) . ( يَرفعِ اللّهُ الّذين آمَنوا مِنكُم و الّذين اُوتوا العلمَ دَرجاتٌ ) در این آیه صراحتا آموزش علم و دانش و متعاقبا بالا رفتن درجه ی انسانی در نزد خداوند بیان شده که مجددا در آن مقوله ی جنسیت راه پیدا نکرده و بدون در نظر داشت هیچ صنفی دعوت به تکامل اگاهی شده . (و لا تتمنوا ما فضل الله به بعضكم على بعض للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن و سئلوا الله من فضله ان الله كان بكل شيء عليما 32 نسا - مردان نصيبى از آنچه به دست مىآورند دارند، و زنان نيز نصيبى; و از فضل و رحمت و بركت خدا، براى رفع تنگناها طلب كنيد! و خداوند به هر چيز داناست. ) ظاهر این ایه صحبت از تلاش زن و مرد در مشارکت اقتصادی است . همچنین می توان از مهاجرت زنان که واکنشی سیاسی به دستکاه حاکمیت است و امر به معروف و نهی از منکر که وظیفه ای اجتماعی است و حتا بیعت زنان که امری مطلق سیاسی است و .. یاد کرد . چنانچه با دید تحلیل و واکاوی وارد متن قرآن برای " زن " بشویم نمونه های زیادی را می توانیم شاهد باشیم . اما طوری که بالا گفتم اسلام برای زن و مرد ضوابطی برای حضور و اشتراک قایل است که می توان به صورت خلاصه به جواز مشارکت و انگیزه ی مشارکت و آداب مشارکت نام برد و روشن است که این مسئله با تفاوت و تناقض و محدودیت فرق می کند .
اما در جامعه شناسی زن افغان دو مساله حایز اهمیت است که باید روشن شود و حل گردد . اول میزان آگاهی زنان و دوم رهبری جریانات مربوط به زنان است . زنان افغانستان در سطح خیلی کلان بیسوادند و دارای فرهنگ فوق العاده سنتی و بومی و و عملکردهاشان جزم اندیشانه . و در سطح پایین تر میزان اگاهی متوسط به پایین و دارای فرهنگ مهاجرت و گاها متاثر از فرهنگ کشور مهاجر پذیر و عملکرد هاشان به نحوی متساهل تر است اما جمعیت خیلی اندک دیگر دارای سواد و آگاهی اند ولی متاسفانه فاقد دغدغه ی درد شناسی اجتماعی و همچنین بی خبر از علوم و فنون ! و این دسته طوری که امروز شاهدیم در جنبش های سیاسی – اجتماعی به نوعی انگیزه ی مشارکت و حل چالش های زن را در خود ارضا میکنند اما این مسلم است که لازمه ی این کار ( روشنفکری زن ) به معنای واقعی آن، مستلزم کار اندیشه ای و تولید فکر است .
اما یک نکته ی کوتاه ، اینکه معضلات و بحران های زن امروز افغانی به علت فرهنگ نازل و سنت های بیکاره است که طی زمان های طولانی تبدیل به ذهنیت های موجه شده و این تقصیر دین نیست ( طوری که در مثال های بالا آمد ) اما در تبلیغات امروزه و شایعات، مسئله غیر این است یعنی پدیده ی دین را مایه ی پسمانی و محدودیت زن می دانند ؛ انها یا دین را نفهمدیند یا زن را ابزاری برای تعریف اومانیست گرایانه از آزادی قرار دادند .
لازمه ی ثبات یک مجموعه ، نظام مدون شده است و از مشخصه های یک نظام کامل این است که دارای بنیادی تحول ناپذیر و محکم و طولانی مدت و روبنای متغیر و منعطف با شرایط باشد . اسلام چنین نظامی را پیشنهاد کرده که فراگیر است و همه ی ابعاد حیات بشر را شامل می شود یعنی دایره ی توقع ما از دین برای ارائه ی مجاری و کانال های مطمین و سالم خیلی گسترده است که در آن عدالت و برابری و ثبات مجموعه ضمانت شده و هدف اسلام ؛ که همانا ارتباط خلق با خلق و خلق با خالق است به شیوه ی عالی حفظ می باشد . چنانچه خرد خود را به کار بندازیم می بینیم که اصول و پایه ها در کتاب و سیرت وجود دارند و ما باید متناسب با احوالات جاری آنها را مدون و سازماندهی کنیم و قانون رقم بزنیم .
زن به عنوان انرژی بخش و مربی نسل ها و دارای جایگاهی بلند مرتبه در دستگاه هنجار های الهی نیاز به عمقی نگری بیشتر در مسایل خود دارد . رقم زدن سرنوشت زن در دو بعد تکامل و ترقی هم در ساحت روحانی هم در زندگی فردی و اجتماعی نیاز به " آگاهی " دارد .
تأملی بر فرهنگ زندگی در کابل
موقعیت ژئوپلیتیک افغانستان و رقص و رقم طالبیزم
تصویر شاعرانه
دوشیزگان پرده نشین حریم قدس
سایت خیلی خوبی دارید و من همیشه به سایت شما سر می زنم. لطفا کمی از جاهای تفریحی افغانستان هم بنویسید. بسیار ممنون
کی شماها می خواهید دست از سر ما بردارید وبگذارید زندگی مان را بکنیم. چرا همیشه می خواهید زن ها را برای خودتان تعریف شده ومحدود کنید. خواه با تعریف دینی ویا ضد دینی و فمینیستی و... تا یک زن هم می آید که خودش از خودش حرف بزند هزار جور انگ وبر چسب میزنید که ضد دین است ویا منحرف است و... بروید آشتان را بخورید وبگذارید خودمان ار خودمان حرف بزنیم وزندگی مان را تعریف کنیم.