× نسخه مناسب چاپ
× نسخه مناسب ذخیره
× ارسال به ایمیل دوستان
× نظرات [4]
× اندازه متن: بزرگتر  کوچکتر
× تعداد بازدید: 14261

علی اميری
چهارشنبه، ۱ خردادماه ۱۳۸۷
به سوی دو قبله نماز خواندن
یادداشتی بر رمان «نا تنی» نوشته ی مهدی خلجی
علی امیری

فؤاد شخص اول رمان «ناتنی»، هر چند استاد علوم سیاسی در لندن است، اما بطور خیلی ساده میتوان او را یک آواره دانست: رانده شده از دنیای سنت و آواره در جهان مدرن. او هر چند مشروب می نوشد و از موی و روی و تن و عطر تن یک زن لذت می برد، و از دنیای سنت و خاطرات آن  هر چند دور و دورتر می شود، اما هیچگاه نمی تواند آنرا فراموش کند. بدین سان فؤاد ذهنیتی سیال و سرگردان و بی جایگاه می یابد. و چنین ذهنیتی آشفته و هویتی مغشوش و مشوش است که نه تنها مضمون و محتوای رمان «ناتنی»، بلکه مایه و منشـأ آن را تشکیل میدهد.رمان ناتنی

«ناتنی» رمانی است از مهدی خلجی، نویسنده و پژوهشگر ایرانی که در سال 1383 توسط انتشارات گردون در آلمان منتشر شده است. «ناتنی» را شاید بتوان اتوبیوگرافی مهدی خلجی دانست. خلجی روزگاری طلبه ی حوزه ی علمیه ی قم بود. او به تدریج به محافل روشنفکری دینی پیوند یافت و درحلقه ی نویسنده گان مجله ی «کیان» در آمد. بعدها جزو نویسنده گان مجله ی «نقد و نظر»، نشریه ی تیوریک حوزه ی علمیه ی قم شد؛ از همینجا بود که او جهت مطالعات وتحصیلات بیشتر به پاریس رفت.

بدین سان، خلجی از معبر جنبش روشنفکری دینی، از دنیای سنت به جهان مدرن پیوند خورد. اما، علی الظاهر او نه قرار و ثباتی در دنیای نو یافت و نه توانست که جهان سنت و دوران زندگی در حوزه ی علمیه ی قم را یکسره به مغاک فراموشی اندازد. بدین روی گرفتاری میان دو دنیا و تجربه های موازی و متضاد و گذر ازاین به آن و بازگشت از آن به این، مضمون اصلی «ناتنی» را تشکیل میدهد. «ناتنی» را باید چونان حرکت آونگی میان سنت و مدرنیته در نظر آورد؛ نوعی تعلیق شدگی میان قم و پاریس، میان صیغه و دختربازی، میان حجاب و برهنگی و بالاخره میان لذتهای تنانه و ناتنی.

تجربه ی این هر دو دنیا، واقعی اما متوازی است. گویی هجوم پی در پی این تجربه ها روایت را دچار گسست و پیوست می کند. نویسنده از «شب های پاریس که بستر هوسهای آدم» است، ناگهان به شامگاهی در قم می پرد که صدای اذان گوش شهر را پر کرده است و تمام کوچه ها و خیابان ها مسجد شده است. همزمان که در درس «رسایل» شیخ محمد علی در مسجد اعظم قم است، از درون یک کلیسای کوهستانی بر فراز تپه یی در پاریس سر بر میزند که در کنار محراب آن، دختری با ابروان کشیده پشت به دیوار داده، مژگان به هم گذاشته و پستان هایش را به دوست پسرش سپرده است که با دست و لب نوازشش کند، و صدای تنفسشان در خلال این عبادت جسمانی فضای معبد را گرم کرده است.

قرینه سازی های کتاب بسیار زیاد است و برای هر کسی که - مانند من – روزگاری در قم به عنوان طلبه زندگی کرده است، خاطره انگیز خواهد بود: از «حاشیه» ی ملا عبدالله تا شعر یدالله رویایی، از خیابان ارم تا شانزه لیزه، از کتاب فروشی اسماعیلی تا کتابفروشی ورن، از مدرسه ی فیضیه تا کولژ دو فرانس و بالاخره از زهرا تا کریستیانا. زهرا با پیچیده شدن بدنش در چادر سیاه تنش نا تن میشود، و با ازدواج اجباری اش با یک پاسدار تن نا تنش به یک جسد تبدیل میشود. اما، در برهنگی اثیری تن کریستیانا، در پستانهای درشت و گیسوان درازش که تا خم کمرگاه میرسد، لذت تنانگی نهفته است.

 در «ناتنی» تجربه ها به موازات هم روی میدهد و هیچگونه سیر وسلوکی، علی رغم ظاهر داستان، از این به آن و یا بازگشتی از آن به این صورت نمی گیرد. حرکت آونگی راوی ادامه می یابد، اما هیچگاه او از جهان سنت برکنده نمیشود و هیچگاه یکسره ساکن عالم متجدد نمیگردد. او در عین حال که در بستر هوسهای پاریس خفته است، در مسجدی به نماز میرود که یحیا، پیغامبر سربریده در آن «بانگش زیر گنبد گردون» می پیچد. و این همان به دو قبله نماز بردن است و دل در بند سنت داشتن و سر در آسمان مدرنیته ساییدن.

«ناتنی» بازتاب روان پارگی و نوعی اسکیزوفرنی فرهنگی است؛ فرجام محتوم چیزی است که روزی به عنوان وحدت حوزه و دانشگاه، علم و دین، و روحانی ودانشجو مورد علاقه ی دستگاه سیاسی در ایران بود. این آرزوی ایدیولوژیک، البته هیچگاه برآورده نشد، اما چه بسا که دو روح را در یک تن به جدال انداخت و یک «من» را در درون یک کالبد دو شقه کرد و بدین سان بخشی از وجود انسانها را با بخش دیگرش در کین و پیکار واداشت.
رمان «ناتنی» حدیث نفس نیست، داستان غربت و سرگردانی یک نسل میان دو دنیایی است که توسط قم و پاریس نمادینه میشود. آنکه میان مسجد و میخانه در حرکت است بی خانه است و «ناتنی» حکایت این بی خانگی است. زیرا، به دو قبله نیایش بردن، در واقع بی قبلگی و بی پناهی است.

 

 

تأملی در باره گچبری
از گچ، ماه و ستاره می سازند
همیشه که ایوانهای گچ بری شده خانه های کابل را دیده ام با آن گلها و طرحها و رنگها و اشکال هندسی به نحوه شکل دهی آن فکر کرده ام. با خودم گفته ام: چگونه از خاک و سنگ این پرندگان و گلها و طرحها و شکلهای هندسی را می سازند؟
تأملی بر فرهنگ زندگی در کابل
آیا کابل، شهر گوسفندان است؟
شهر، قطعاً چراگاه گوسفندان نیست. شهر، محیط زندگی انسانهاست. این، ایده آلهای زندگی انسان افغانستانی است. اما، زندگی جاری در شهر کابل، زندگی توأم با گوسفندان است. هر روز تعداد رمه های گوسفند را می بینید که در سطح شهر، در کوچه ها، خیابانهای کابل در حال گشت و گذار و چرا هستند. شاید تصور کنید که ممکن است رمه ها در حاشیه شهر در حال چرا هستند و یا در حال عبور از حاشیه شهر به سمت بیرون شهر.
موقعیت ژئوپلیتیک افغانستان و رقص و رقم طالبیزم
موقعیت جغرافیایی افغانستان همواره با رقابت های منطقه ای و منازعات سیاسی بازیگران قدرت در سطح منطقه و جهان، گره خورده و به شدت زمینه استبداد داخلی و فاشیزم قومی- مذهبی را هموار کرده است...
تصویر شاعرانه
فرض کنید سالها پیش یک عکس یادگاری با دوستان تان گرفته اید. هر وقت که به آن عکس نگاه کنید خاطرات آن روزهای تان را زنده می کند. تا حالا از خود پرسیده اید که چرا یک عکس می تواند ذهن شما را به سالها قبل و به مکان خاصی انتقال بدهد و چگونه؟
دوشیزگان پرده نشین حریم قدس
زن به عنوان انرژی بخش و مربی نسل ها و دارای جایگاهی بلند مرتبه در دستگاه هنجار های الهی نیاز به عمقی نگری بیشتر در مسایل خود دارد
نظرات [4]
هستی    سه شنبه، ۱۰ شهریور ۸۸ :: ۱:۴۷ بعدازظهر
سلام میشه بگین رمان ناتنی رو چه جور میشه گیر آورد هرچی میگردم پیدا نمیکنم. برام مهمه. سایت ها هم فیلترن. بهم میل بدین.
عبد الله فهیم    یکشنبه، ۲۵ اسفند ۸۷ :: ۰:۱۲ صبح
تشکر از نقد خوب ناتنی ولی خیلی کوتاه گویا این کوتاه بودن عمدی بوده
کشانی    یکشنبه، ۱۰ شهریور ۸۷ :: ۱۱:۰۵ بعدازظهر
لذت بردم از خواندن تحلیل ناتنی شاد و پیروز باشید کشانی
Ali    جمعه، ۲۴ خرداد ۸۷ :: ۱۰:۲۴ بعدازظهر
Ba arzi salam va adab khidmati Dusti Azizam Aghae Amiri ! Omid varam ki hali ton khob va salamat bashid,Bande emrooz khele khosh hal shodam ki shoma ra paida kardam,Va ham az khandan magalai shoma ,Vagean tahlil ton kheli dagig hast ,Man ki ham dar on dunya ye Soonat bodam ,Va hala ki dar Dunyaye modern ,Dar khiyaban hae Frankfurt am main ,migardam, Khoda konad ki mano faramosh nakarde bashid,



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
 دوشنبه، 24 حوت 1388
Monday, March 15, 2010
خبرنامه
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .


عضویت لغو عضویت
تبلیغات
Afghan Press
آمار و اطلاعات
بازديد امروز:503
بازديد ديروز: 562
بازديد از ابتدا:742665
بازدید کننده آنلاین: 5